قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٧ - تأثيرگذارى چشم زخم
سيد شريف رضى رحمه الله نيز در شرح روايت نبوىِ «العين حق، تستنزل الحالق»[١] سخنى بس لطيف دارد. ايشان مىگويد:
اين سخن از باب مجاز است و منظور، اين است كه چشم زخم از شدت تأثير و كارگرى، گويى بلندى را به زير مىكشد و ثابت و استوار را متزلزل مىسازد. «حالق» هرگونه بلندى است؛ مثل كوه يا غير آن.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىگويد: شدت و تيزى و گيرايى چشم به قدرى است كه گويى، قله كوه را به زير مىكشد. روايات بسيارى رسيده است كه تأثير چشم زخم حقيقت دارد.[٢] اعتقاد ما بر آن است كه خداى سبحان، مصالح بندگان را بر اساس آنچه صلاح مىداند، در قالب اين اقدامات و مقدرات جارى مىسازد. بر اساس اين قاعده، امكان دارد كه زوال نعمت از يك شخص، مصلحت شخص ديگرى باشد؛ براى نمونه، خدا مىداند كه اگر از «زيد» نعمتى را نگيرد و از جايگاهش نكاهد، «عمرو» به دنيا رو مىكند و از آخرت چهره بر مىتابد و به گمراهى مىگرايد و در تباهى مىخزد.
اگر خداى سبحان به علت ياد شده، نعمت را از زيد بگيرد، در كوتاه مدت يا دراز مدت، به او پاداشى عطا مىكند.
بنابر روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، هر گاه چيزى در دل بندگان، بزرگ آيد، خداوند قدر و شأن آن را مىكاهد.[٣] با توجه به اين روايت، گاه، چيزى كه
[١] . حديثى متواتر است كه شيعه و سنى، با اسانيد و عبارتهاى مختلف روايت كردهاند. بنگريد به: مسند احمد، ج ١، ص ٢٧٤؛ ساير صحاح سته؛ بحار الانوار، ج ٦٠، ص ٢٥ و ٢٦ و ديگر كتب حديثى معتبر.
[٢] . علامه مجلسى در بحار الانوار، بابى در اين زمينه گشوده است. بنگريد به: ج ٦٠، كتاب السماء والعالم.
[٣] . اشاره به روايتى است كه احمد در مسند آورده است كه خواهد آمد. همچنين در نهج البلاغه آمده است:« ما قال الناس لشيء طوبى له الّا و قد خبأ الدهر له يوم سوء.»( كلمات قصار، ص ٥٢٦). در نوادر راوندى( ص ١٢٨) آمده است:« ما رفع الناس أبصارهم الى شيء الّا وضعه اللّه.» نيز بنگريد به: بحار الانوار، ج ٦٠، ص ٢٧.