قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٨٦ - تأثيرگذارى چشم زخم
همه اين موارد را اتفاقى دانست. همچنين راهى براى كنار زدن اين روايت كه فرمود: «العين حقّ» وجود ندارد؛ زيرا به تواتر و با چند نقل، رسيده است. اصل اين موضوع نيز مبرهن و مجرب است ...
نيز گفتهاند: اگر ذراتى از چشم انسان شور چشم جدا نمىشد و به شخص چشم خورده اصابت نمىكرد- و بدين گونه نيروى مقاومت او را در هم نمىشكست- امكان نداشت كه آن شخص، بى هيچ تماس و برخورد يا هرگونه رابطه با شخص شور چشم، مشكلى از ناحيه او حس كند ...
اصمعى گويد: «شخصى شور چشم را ديدم كه خود مىگفت:" هر گاه از چيزى خوشم مىآيد، حرارتى از چشمانم خارج مىشود."»[١] جاحظ در پاسخ كسانى كه پذيرش درستى چشم زخم را ناسازگار با اعتقاد به توحيد مىدانند، مىگويد:
پذيرفتن ويژگىهاى طبيعت انسانها، پذيرش سنت جارى خداوند در آفرينش و تقدير است و چيزى خارج از خواست و اراده حضرتش نيست. هر كه بپندارد توحيد، تنها با انكار حقايق طبيعتها محقق مىشود، ناتوانى خود را در مسئله توحيد بيان كرده است. ملحد آن گاه از تو راضى است كه دفاع از توحيد، اجازه به رسميت شناختن حقايق طبيعتها را به تو ندهد؛ چرا كه انكار مؤثر با انكار آثارش است. وقتى اعيان وجودى را- كه دليل بر وجود حقاند- نپذيرى، مدلول را كه حضرت حق است، انكار كردهاى.[٢]
[١] . الحيوان، ج ٢، ص ٢٦٤- ٢٦٩. نيز بنگريد به: شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٩، ص ٣٧٦ و ٣٧٧.
[٢] . الحيوان، ج ٢، ص ٢٦٦، با اندكى تغيير.