حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٢٨
درس سوم: معناى حكومت دينى
تاريخ طولانى زندگى اجتماعى بشر، شاهد ظهور انواع حكومتها و دولتها است كه مىتوان آنها را براساس اوصاف و پسوندهاى مختلفى از هم متمايز كرد و اين حكومتها را در درون تقسيمبندىهاى متنوّعى قرار داد. براى نمونه، مىتوان آنها را به حكومتهاى «استبدادى و غيراستبدادى»، «دموكراتيك و غيردموكراتيك»، «استعمارگر و استعمارزده»، «پيشرفته و عقبمانده»، «سوسياليستى و غيرسوسياليستى»، و مانند آن تقسيم كرد. هريك از اين تقسيمات، براساس معيار خاصّى صورت مىپذيرد. يكى از تقسيمات ممكن در باب انحاى دولت و حكومت، تقسيم آنها به «حكومت دينى» و «حكومت سكولار» است.
حكومت دينى يا «دولت دينى»، اصطلاحى مركّب از واژه حكومت و دولت و تركيب و تلفيق آن با دين است. پرسش اصلى آن است كه پسوند «دينى» در اين تركيب، دقيقا چه مضمونى را افاده مىكند و تركيب دين و دولت به چه معنا است؟ معيار دينى شدن يك حكومت و غيردينى و سكولار بودن آن چيست؟ پيش از پاسخ به اين پرسش، مناسب است كه تعريفى از حكومت و دولت ارائه كنيم.
معناى حكومت و دولت
حكومت[١] و دولت[٢] در كاربرد گذشته و حال خود، در معانى متعدّدى به كار رفتهاند كه در
[١] -.tnemnrevoG
[٢] -.etatS