حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٢٢١
هستند شكل رقيقشده اين گرايش در برههاى از تاريخ ليبراليسم ظهور كرد. ليبراليسم مدرن كه از اوايل قرن بيستم تا دهه هفتاد آن قرن ادامه داشت از «دولت رفاهگستر» دفاع مىكرد و خواهان مداخله دولت در بازار آزاد اقتصاد به جهت رونق بازار از يكسو و دفاع از اقشار آسيبپذير و تأمين اجتماعى از سوى ديگر بود.
از اقتصاد كه بگذريم، يكى از بحثهاى مهم فلسفههاى سياسى در زمينه نقش و وظيفه دولت در زمينه تأمين سعادت و اخلاق و معنويّت است. آيا تأمين سعادت و رستگارى آحاد جامعه از زمره اهداف و وظايف دولت است؟
از گذشته، بسيارى از فلسفههاى سياسى به مقوله خير و سعادت نگاه خاصّى داشتند و نظريهپردازان سياسى، نظامهاى سياسى پيشنهادى خويش را بر محور خير و سعادت طرّاحى مىكردند و با تعريف خاصّى كه از خير و سعادت ارائه مىدادند، نوع رژيم سياسى و اهداف و كاركردهاى آن را تعيين مىكردند. در طىّ دو قرن اخير، شاهد ظهور نگرشهاى سياسىاى هستيم كه نقش و وظيفه دولت را در اين زمينه كاملا ناديده مىگيرند. براساس اين تلقّىهاى نو، مقولاتى نظير خير و سعادت، خارج از قلمرو و وظايف دولت است. دولت و حكومت بايد به رفاه و امنيّت بينديشد و تأمين سعادت و خير و اخلاق و معنويّت را به خود مردم و تصميم فردى هريك از آحاد جامعه واگذار كند.
ليبراليسم به شدّت از اين ايده دفاع مىكند كه اينگونه امور به حيطه خصوصى افراد مربوط مىشود. ازاينرو، دولت و حكومت، هيچ رسالتى در اين زمينه ندارد، بلكه دخالت او در اين مسائل، دخالت در حريم خصوصى، و ناديده گرفتن حقوق و آزادىهاى فردى است. وظايف دولت بايد در چارچوب حقوق و آزادىهاى فردى اعمال شود. از نظر ليبرالها، اعلاميه جهانى حقوق بشر، كه براساس اصول و ارزشها و مبانى ليبرالى تنظيم شده است. چارچوب بسيار مناسبى براى تعيين اهداف و وظايف دولت است. رسالت دولت، دفاع از اين چارچوب بسيار مناسبى براى تعيين اهداف و وظايف دولت است. رسالت دولت، دفاع از اين چارچوب است و بايد براى حفظ امنيّت و صيانت مالكيّت خصوصى و آزادىهاى فرهنگى، مذهبى، و اقتصادى بكوشد و خير و سعادت و اخلاق را به خود افراد وانهد، تا هر كس به انتخاب خويش نوع زندگى خصوصى خويش را برگزيند و با تعريف