حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٦٩
درس نهم: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و تأسيس حكومت (١)
آيا اسلام دعوتى به سوى دينى شدن حكومت دارد و آيا در عرصههاى مختلف مربوط به سياست و حكومت، تعاليمى ارائه كرده است؟ پاسخ به اين نوع پرسشها بىدرنگ ما را به صدر اسلام و حضور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم در مدينه متوجّه مىسازد.
مسلّم است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم در دوران ده ساله پايان عمر شريف خويش كه در مدينه بود، زعامت و رهبرى امّت اسلامى را بر عهده داشت. پرسش آن است كه آيا اين زعامت و رهبرى، در قالب حكومت و امارت بر مسلمين بود، يا آنكه اساسا پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم تشكيل حكومت نداد و رهبرى و زعامت او از سنخ رياست معنوى رهبران مذهبى بر گروندگان و هواداران است؟
اعتقاد قاطبه مسلمانان در گذشته و اغلب متفكّران اسلامى در روزگار معاصر، بر آن است كه به شواهد متقن تاريخى، پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم در جهان اسلام آن روزگار به مركزيت مدينه، حكومتى تأسيس كرد. علىرغم اين ديدگاه مقبول و رايج، در سده اخير، عدّه اندكى از نويسندگان مسلمان به اين ديدگاه متمايل شدند كه پيامبر اكرم تنها زعامت دينى داشت و حكومتى تأسيس نكرد. در باب زعامت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم دو بحث اساسى وجود دارد:
الف) آيا ايشان حكومت تشكيل داد؟
ب) بر فرض تشكيل حكومت، آيا رياست و ولايت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم نشأت گرفته از وحى و تعاليم دينى بود يا آنكه ريشه مدنى داشت و مردم به خواست خويش ولايت سياسى را به