حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ١٠٣
ففي المسجد، فإنّ بيعتي لا تكون خفيّا و لا تكون إلّا عن رضا المسلمين.[١]
اينگونه روايات كه وصف چگونگى بيعت با آن حضرت است، خارج از بحث ما است.
دسته دوم از كلمات حضرت، در مقابل متخلّفان از بيعت- نظير عبد اللّه بن عمر و أسامة بن زيد و سعد بن ابى وقاص- و پيمانشكنانى نظير طلحه و زبير است كه ابتدا بيعت كردند و سپس بيعت خويش را نقض كردند. در اين قبيل روايات، حضرت على عليه السّلام بر دو نكته تأكيد دارند: نخست آنكه بيعت با رضايت و اختيار براى صاحب آن الزام به اطاعت مىآورد و دوم آنكه بيعت مردم با وى، بيعتى عمومى و از روى رضايت و غيراجبارى بوده است. ازاينرو، پيمانشكنى، و ايستادگى در مقابل مسلمانان قلمداد مىشود.
دسته سوم از روايات، كه مهمترين بخش آن است، كلماتى است كه در مقابل دعاوى معاويه و اهل شام ايراد شده است. آنان اعتبار و صحّت خلافت حضرت را زير سؤال برده بودند و عدم حضور كسانى نظير معاويه و عمرو بن عاص و ساير قريش شام را در شوراى تعيين خليفه، مانعى در راه صحّت و اعتبار خلافت حضرت تلقّى مىكردند. بسيارى از كلمات حضرت كه براى «نظريه انتخاب» مورد استشهاد قرار مىگيرد، مربوط به اين بخش است.
درس آينده به تحليل اين سخنان و بررسى امكان استشهاد به آنها در اثبات نظريه انتخابى بودن ولايت سياسى خواهيم پرداخت.
[١] - تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٤٢٧.