حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٥١
سكولار با اين بينش رايج و متعارف از دين به گونهاى نيست كه ما سكولاريزم را داراى جوهر الحادى و ضد دينى به شمار آوريم. تأكيد سكولاريزم بر استقلال معرفتى خرد و دانش آدمى از وحى و تعاليم دينى به خودى خود سر ناسازگارى با ايمان و ديندارى ندارد.
سكولاريزم، قطعا قلمرو دين را محدود مىخواهد. امورى كه براى عقل و دانش بشرى قابل دسترسى است، از حوزه ايمان و دينورزى بيرون مىداند و در اينگونه، موارد حدس و گمان و ظنّ ناشى از فهم و دانش بشرى را بر جزميّت و باورهاى ناشى از مراجعه به متون دينى مقدّم مىشمارد و درصدد است تا باورهاى دينى را با محك عقل و دانش و منطق بشرى بسنجد. باوجوداين، نبايد سكولاريزم را به معناى دينستيزى و الحاد تفسير كرد.
به نظر مىرسد كه مقوّم و پايه اساسى سكولار بودن بر پذيرش عقلانيّت سكولار استوار است؛ يعنى هر كس به خوداتّكايى و استقلال خرد و دانش بشرى اعتقاد داشت و مرجعيّت دين را به محدوده رابطه انسان و جهان غيب منحصر دانست و دخالت دين را در حوزههايى كه عقل و دانش بشرى در آن راه دارد، ممنوع اعلام كرد، يك سكولار است؛ حال تفاوتى نمىكند كه واقعا به خداوند و مذهب خاص، ايمان و اعتقاد داشته باشد يا اساسا منكر دين و ملحد باشد.
كوتاه سخن آن كه سكولاريزم، دايره نفوذ و حضور دين را عرصههايى مىداند كه پاى عقل آدمى به آنجا نمىرسد. اين عرصهها شخصى و مربوط به رابطه انسان و خداوند است.
اين حقّ هر فرد انسانى است كه در رد يا قبول اين رابطه شخصى تصميمگيرى كند. از اين جهت، سكولاريزم، توصيهاى در باب پذيرش يا انكار اين رابطه ندارد، و در امر ديندارى معتقد به تساهل و مدارا است. پيام اين مدارا، الحاد و بىدينى نيست و سكولار بودن مىتواند با اعتقاد و ايمان به خداوند و معاد جمع شود. البتّه ديندارى فرد سكولار، ديندارى خاصّى است كه بر عقلمحورى و انسانگرايى استوار است و قلمرو مرجعيّت دين را بسيار محدود مىكند.
با توجّه به آنچه گذشت، جوهره سكولاريزم، پذيرش عقلانيّت سكولار است. اين عقلانيّت كه بر خوداتّكايى و استقلال عقل و دانش بشرى از وحى و تعاليم دينى تأكيد دارد،