حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٢٥٠
١. سازگارى ميان اسلام و دموكراسى امكانپذير است.
٢. ديدگاهى كه به تقابل ذاتى اسلام و دموكراسى فتوا مىدهد، در واقع تفسير خاصّى از دموكراسى دارد و از دموكراسى تكثّرگرا دفاع مىكند.
٣. دموكراسى مطلق و بدون چارچوب، معنا ندارد. در دنياى كنونى، بسيارى از كشورها اصول و ارزشهاى ليبرالى را به عنوان چارچوب و مهار دموكراسى پذيرفتهاند.
٤. در مقابل ليبرال دموكراسى، مىتوانيم اسلام را چارچوب دموكراسى روشى قرار دهيم.
٥. ايده جمهورى اسلامى پذيرش حاكميّت ملّى در چارچوب حاكميّت الاهى است.
٦. نظريهاى كه به تقابل و ناسازگارى ولايت فقيه با جمهوريّت و دموكراسى معتقد است، اين تقابل را بر تحليلى خاص از ولايت فقيه استوار مىكند.
٧. اگر كسى به غلط، ولايت فقيه را ولايت بر محجوران و قاصران تفسير كند، در جمع آن با جمهوريّت و دموكراسى دچار اشكال مىشود.
٨. ولايت فقيه از سنخ ولايت نبى اكرم و معصومان عليهم السّلام بر مؤمنان است.
٩. دموكراسى دچار آفات فراوانى است.
١٠. بزرگترين آفت دموكراسى در دنياى مدرن، آن است كه انتخاب مردم را بنگاههاى عظيم اقتصادى و با اهرم تبليغات و مهندسى اجتماعى جهتدهى مىكنند.
١. پاسخ به نظريه تقابل ذاتى ميان اسلام و دموكراسى چيست؟
٢. حكومت دينى با كدام تفسير از دموكراسى سازگار است؟
٣. مراد از ليبرال دموكراسى چيست؟
٤. استدلال بر تقابل و ناسازگارى حكومت ولايى با دموكراسى و جمهوريّت چيست؟
٥. پاسخ شبهه متناقض بودن ولايت فقيه با مردمسالارى چيست؟
٦. چه آفاتى دموكراسى را تهديد مىكند؟