حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٤٨
مشتق از علم دانسته و سكولاريزم را دعوت به علمگرايى قلمداد كردهاند و كسانى كه واژه العلمانية را براى ترجمه آن برگزيدهاند، آن را مشتق از عالم گرفته و سكولاريزم را ترويج دنياگرايى به جاى آخرتگرايى و توجّه به توانايىهاى دنيوى بشر از قبيل عقل و دانش بشرى به جاى استمداد از وحى دانستهاند.
ترجمههاى فارسى و عربى اين واژه و كلمات مربوط به آن، نظير «سكولار» نمىتوانند گوياى همه بار معنايى اين اصطلاح باشند. واژه سكولاريزم و سكولار، نظير بسيارى از واژگان، مهم تاريخى، با مرور زمان، معانى متنوّعى به خود گرفته و به لحاظ معنايى از تطوّر تاريخى برخوردار است. در ابتدا، هر دو واژه سكولار و لائيك،[١] صرفا براى افاده معناى «غيرروحانى» به كار مىرفته است. در اروپاى قرون وسطا، زمينهاى موقوفه فراوانى بوده است كه تحت نظارت و مديريّت رجال دين و روحانيان كليسا، و زمينهاى غيرموقوفه تحت نظارت و سرپرستى افراد غيرروحانى يعنى سكولار قرار داشته است. بنابراين، مراد از سكولار در اين استعمال، غير كشيش و غير روحانى بوده است.
كلمه سكولار و لائيك به مرور زمان داراى بار معنايى خاصّى شد، به گونهاى كه در برخى موارد حتّى بوى دشمنى با دين و رجال دين از آن به مشام مىرسيد. امّا در اغلب موارد، اين كلمات به منظور اعلام غير مذهبى بودن- نه ضد مذهب بودن- يا تحت قيمومت كليسا و رجال دين نبودن استعمال مىشدهاند. براى نمونه، مدارس سكولار به مدارسى مىگفتند كه در آنجا به جاى تعاليم دينى، رياضيات يا علوم تدريس مىشده است و مدرّسان اين مدارس از روحانيان و كشيشان نبودهاند.
كمكم اين تفكّر رواج پيدا كرد كه نه تنها بخشى از تعاليم و معارف، خارج از نفوذ دين و
[١] - امروزه بسيارى از حكومتها به اوصافى نظير لائيك يا سكولار متّصف مىشوند. شايان توجّه است كه فرقى اساسى ميان واژه سكولار و لائيك وجود ندارد و هر دو كلمه به يك رويكرد خاص دلالت دارند؛ رويكردى كه خواهان عدم دخالت دين در امور اجتماعى و سياسى است. توضيح اين نكته لازم است كه در سرزمينهاى پروتستاننشين، استعمال واژه سكولاريزم و سكولار رواج پيدا كرد و در كشورهاى كائوليكنشين نظير فرانسه، واژه لائيك و لائيسيته)eticiaL ( و الّا در معنا تفاوتى ميان واژه لائيك و سكولار وجود ندارد.