حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ١٦
در هر اجتماع بشرى، فرد يا افرادى داراى «اقتدار سياسى» هستند و مديريت و تدبير امور مختلف حيات جمعى آنجامعه را بر عهده دارند. بنابراين، مىتوان «سياست»[١] را چنين تعريف كرد:
سياست، عبارت از مديريت، تدبير و تصميمگيرى در باب مسائل و رويدادهاى كلان يك جامعه است. اين سرپرستى و تدبير، شامل رفع معضلات، انتظام بخشيدن به امور، و برنامهريزى و اجرا نيز مىشود.
معانى ديگرى نيز براى سياست وجود دارد. براى نمونه، اگر به جنبههاى عملى توجه داشته باشيم، مىتوانيم سياست را به تلاش براى كسب قدرت سياسى و حفظ و تقويت آن تفسير كنيم؛ يا اگر به جنبههاى نظرى توجه داشته باشيم، مىتوانيم سياست را به مطالعه در باب قدرت سياسى و ساختار دولت و انحاى روابط ميان نهادهاى درونى حاكميت سياسى تعريف كنيم.
به هر تقدير، سياست و مباحث مربوط به اقتدار سياسى و تدبير امور اجتماع، از گذشته تا به حال، مورد توجه صاحبان فكر و انديشه بوده است. كتاب جمهوريت افلاطون و سياست ارسطو و مدينه فاضله ابو نصر فارابى، شاهد آن است كه مقوله سياست از ديرباز دغدغه جدّى متفكّران بزرگ بوده است. پيچيده شدن روزافزون جوامع بشرى و درآميختگى گسترده انواع روابط اجتماعى و حجم فزاينده مناسبات سياسى، اقتصادى، فرهنگى جوامع بشرى با
[١] - سياست از ريشه« سوس» است و در لغت به معناى رياست، پروراندن و تنبيه و سزا دادن و تصدّى امور رعيّت است اين منظور گويد:
« السوس: الرياسة، يقال: ساسوهم سوسا ... و ساس الأمر سياسة: قام به ...»( لسان العرب، ج ٦، ص ١٠٨،« سوس»).
فيروزآبادى گويد:
« سست الرعية سياسة: أمرنها و نهيتها ... و سوس فلان أمر الناس ... صبر ملكا( القاموس المحيط، ص ٧١٠،« سوس»).
فرهنگهاى سياسى، معانى متنوّعى براى اصطلاح سياست ذكر كردهاند كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
سياست، فن حكومت بر جوامع انسانى است.
سياست، اخذ تصميم درباره مسائل ناهمگون است.
سياست، مجموعه تدابيرى است كه حكومت به منظور اداره امور كشور اتّخاذ مىكند.
سياست، علم قدرت است كه دولت به كار مىبرد تا نظم اجتماعى را تأمين كند.