حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٢٤١
خير فردى خويش را جستوجو مىكنند. در حيات جمعى نيز، انتخاب اكثريت انتخاب مفيدترين و صحيحترين راه است؛ زيرا مردم بهترين داور منافع خويشند و نفع عمومى برآيند و سرجمع تشيخصهاى فردى است. هر فرد، با رأى خويش در باب امور كلان اجتماعى، نفع و مصلحت جامعه را به تشخيص خويش تعيين كرده است و رأى اكثريت نمايانگر اراده عمومى در تشخيص و تعيين منفعت و خير جامعه است. بنابراين، هر واقعه و حادثه اجتماعى به آسانى به خوب و بد يا نافع و مضرّ، طبقهبندى مىشود و اراده عمومى كه در رأى اكثريت متبلور مىشود بهترين كاشف اين خوب و بد و مفيد و مضرّ است.
نگاه روشى به دموكراسى، آن را صرفا راه و روشى براى حلّ منازعات اجتماعى و شيوهاى براى توزيع و دست به دست شدن قدرت سياسى مىداند. تجربه عقلايى بشر در طىّ قرون و اعصار به اين نتيجه رسيده است كه دموكراسى شيوه خوبى براى تعيين حاكمان و صاحبان قدرت است. به جاى آنكه احزاب و رهبران سياسى و مدّعيان و خواستاران قدرت با شيوههايى نظير جنگ و ترور و منازعات دامنهدار و وحدتشكن، قدرت سياسى را ميان خوش توزيع و دست به دست كنند، راه معقولترى وجود دارد و آن مراجعه به آراى عمومى جهت تشخيص حزب حاكم يا نمايندگان مجلس، و مانند آن است. در دموكراسى به عنوان روش، ديگر گمان نمىرود كه رأى اكثريت معيار خوب و بد و درست و نادرست است چه بسا منتخب مردم يا حزب حايز اكثريت. عملا در مسير سعادت و مصلحت جامعه گام برندارد و انتخاب اكثريت دليل بر حقّانيت و درستى آن انتخاب نيست.
در دنياى معاصر، نگاه ارزشى به دموكراسى در ميان صاحبنظران جايگاهى ندارد. ديگر كسى گمان نمىبرد كه انتخاب اكثريت، لزوما به معناى انتخاب خير جامعه و بهترين است.
نازيسم آلمان و فاشيسم ايتاليا و كمونيسم روسيه و بلوك شرق براساس رأى اكثريت يا انقلاب و خواست اكثريت به قدرت رسيدند و در عمل اختناق و فجايع انسانى فراوانى روا داشتند.
پس از روشن شدن اجمالى ماهيت دموكراسى، نوبت به بررسى ديدگاهى مىرسد كه به تقابل و ناسازگارى بنيادين و اساسى اسلام و دموكراسى معتقد است.