حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٥٠
نگرش جديدى در باب قلمرو دين و مرجعيّت آن از يكسو و جايگاه عقل و دانش بشرى از سوى ديگر مطرح مىكند. سكولاريزم، قلمرو دين را به تنظيم حيات فردى و رابطه انسان و خدا محدود مىكند و مرجعيّت دين را در حيات علمى و اجتماعى بشر نمىپذيرد؛ بلكه بر مرجعيّت عقل و دانش بشرى در اين حوزهها تأكيد دارد. از نظر عقلانيّت سكولار، عقل و دانش بشرى مستغنى و مستقل از هر مبدأ معرفتى ديگر است و بايد خوداتّكايى و استقلال و استغناى خرد و دانش بشرى محفوظ بماند. عقل آدمى، مستقل از دين و هر مرجع معرفتى ديگر، قادر به كشف غايات و معضلات حيات انسانى است. بدين ترتيب، سكولاريزم به مدد عقلانيّت سكولار و اين نگاه خاص به خرد و دانش بشرى، گامبهگام، مرجعيّت دين را در امور مختلف نظرى و علمى به عقب زد و انسانمدارى و خردمحورى را به شؤون مختلف حيات علمى و اجتماعى بشر معاصر غربى گسترانيد.[١]
دين و سكولاريزم
سكولاريزم بر استقلال عقل و دانش آدمى از وحى و آموزههاى دينى تأكيد دارد و مراجعه به دين را در همه امورى كه عقل و دانش بشرى در آن راه دارد نفى مىكند. از نظر سكولارها، در مواردى مرجعيّت دين موضوع پيدا مىكند كه خرد و دانش آدمى در آن زمينه راهى ندارد. آيا اين نگرش خاصّ سكولاريزم به دين و خرد و دانش را مىتوان الحادى و ضد دينى ناميد؟
واقعيّت اين است كه تفسير سكولارها از قلمرو دين، كاملا متفاوت با ديدگاه مقبول بسيارى از مؤمنان در باب دين است. تفسير غالب و رايج و مقبول از دين آن است كه مرجعيّت دين تنها به خلوت تنهايى آدمى و رابطه فردى او با خداوند خلاصه نمىشود بلكه رابطه انسان با انسان و رابطه انسان با جهان و طبيعت نيز در قلمرو هدايت دينى مىگنجد و دين آموزههايى در باب اجتماع و شؤون مختلف آن ابراز كرده است. تفاوت عقلانيّت
[١] - براى مطالعه بيشتر راجع به سكولاريزم به فصل دوم كتاب زير مراجعه كنيد: حكومت دينى، احمد واعظى، قم، نشر مرصاد، ١٣٧٨.