حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٣٦
خواست اكثريّت، به طور مطلق و نامحدود، اعمال نمىشود، بلكه ليبراليسم آن را مهار و كنترل مىكند. آمريّت و حيطه اقتدار دولتها در محدوده چارچوبى از اصولى است كه ليبراليسم ترسيمگر آن است.
٤. هر دولتى وظايفى را بر عهده مىگيرد و براى افراد تحت فرمان خويش كاركرد و خدمات[١] ارائه مىدهد. يكى از مباحث مربوط به مقوله حكومت آن است كه اين وظايف و خدمات چيست و يك حكومت چه وظايف مشخّصى در قبال مردم خويش دارد؟
٥. مبنا و ريشه و منشأ قدرت سياسى و توانايى حكومت بر كارها و وظايف و اعمال آمريّت، چيزى است كه از آن به «حاكميّت»[٢] تعبير مىشود. هر دولت، با اتّكا به حاكميّتى كه از آن برخوردار است، مىتواند اقتدار سياسى خويش را در عرصههاى مختلف اعمال كند و اراده سياسى خود را در داخل و خارج مرزهاى كشور به ظهور رساند. هر حكومت، به اتّكاى حاكميّت حقوقى خويش، حكم مىراند. پس به طور طبيعى با اين پرسش مواجه مىشود كه آيا حاكميّت حقوقى او موجّه و مشروع است؟ به تعبير ديگر، آيا محق و سزاوار به حكومت كردن است يا فاقد حقّانيت و مشروعيّت؟
مبحث مشروعيّت[٣] از مباحث بسيار مهم در فلسفه سياسى است و هيچ مكتب سياسى از پرداختن به آن بىنياز نيست؛ زيرا اركان و نهادهاى حكومتى و همه تصميمات و تدابير سياسى، حقّانيت و اعتبار و مشروعيّت خويش را از مشروعيّت حقّ حاكميّت آن حكومت و دولت كسب مىكنند. هر حكومتى بايد بتواند از مبدأ مشروعيّت خويش به طور معقول و مستند دفاع كند.
با اين شرح بسيار اجمالى، روشن شد كه دست كم پنج محور اساسى قابل بحث در زمينه دولت و حكومت وجود دارد. حال بايد ديد كه دين در كدام يك از اين عرصههاى پنجگانه مىتواند مرجعيّت داشته باشد. به تعبير ديگر، در حكومت دينى، براى تنظيم و سامان دادن
[١] -.snoitcnuF
[٢] -.ytngierenoS
[٣] -ycamitigeL