حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٨١
مسؤوليت خاصّى به نام ولايت سياسى را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم قرار نداده است و تشكيل دولت دينى به دست رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله و سلم يك واقعه تاريخى است كه به طور اتّفاقى پديد آمد. اگر مردم مدينه او را به رهبرى سياسى خود انتخاب و با وى بيعت نمىكردند، چنين پيوندى ميان اسلام و حكومت برقرار نمىشد؛ زيرا بر طبق اين نظر، پيوندى جوهرى و ذاتى ميان اسلام و حكومت برقرار نيست و در اين دين، اظهارنظرى در زمينه ولايت سياسى نشده است. يكى از مدافعان اين نظريه چنين مىنويسد:
مقام رهبرى اجتماعى و سياسى و اخلاقى كه پيامبر اسلام به خاطر تحكيم نخستين پايگاه پيام آسمانى خود پذيرفتند، نخست از طريق انتخاب و بيعت مردم به وقوع پيوسته و سپس اين بيعت مردمى از سوى خداوند توشيح و مورد رضايت قرار گرفته است، همانگونه كه از آيه لقد رضى اللّه عن المؤمنين إذ يبايعونك تحت الشّجرة[١] استفاده مىشود. چنان نيست كه اين رهبرى سياسى پيامبر، بخشى از مأموريت الاهى و رسالت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم شمرده شود. مقام زمامدارى و رهبرى سياسى پيامبر تا آنجا كه مربوط به اجراييات و دستورات عملى و انتظامى روزمرّه مردم بوده، از طريق انتخاب و مبايعت مردم به وجود آمده و در زمره وحى الاهى به حساب نيامده است.
نظريه پيوند تاريخى دين و سياست و مدنى بودن ولايت سياسى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم مقرون به صحّت نيست. حكومت پيامبر، واقعهاى ناشى از شرايط خاصّ آن روزگار و دعوت و خواست تصادفى و اتفاقى مردم نبوده، بلكه ريشه در تعاليم اسلام داشته است و همانطور كه توضيح خواهيم داد، پذيرش و بيعت و خواست مردم، زمينهساز تحقّق عينى اين دعوت دينى بوده است. به دلايل متعددى، مىتوان اثبات كرد كه ولايت سياسى پيامبر نشأتگرفته از اسلام و وحى الاهى بوده سات. برخى از اين دلايل به قرار زير است:
الف) اسلام مشتمل بر قوانين و تكاليفى است كه بدون برپايى دولتى دينى، نمىتوان آنها
[١] - فتح( ٤٨): آيه ١٨.