حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٧٩
حكومت متمركز نيز برخوردار باشد. كسى منكر آن نيست كه پيامبر، امت واحدى را از قابل متعدّد و متشتّت پديد آورد، بحث در آن است كه اين امت، فاقد قدرت سياسى نبود. عنصر حكومت در اين امت وجود داشت و رهبرى اين حكومت و قدرت سياسى به دست پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم بود. شواهدى كه در بخش پايانى درس گذشته آورديم، اين مدعا را اثبات مىكند.
٢. عبد الرازق و جابرى هر دو از نكتهاى اساسى غفلت ورزيدهاند: حقيقت آن است كه ساختار حكومت و دولت در هرجامعه، متناسب با شرايط خاصّ اجتماعى- تاريخى آن جامعه شكل مىگيرد. در يك جامعه ساده و فاقد پيچيدگى، به طور طبيعى، حكومت آن نيز فاقد دستگاههاى عريض و طويل خواهد بود. يك جامعه پيچيده با انحاى مناسبات و روابط متنوّع اجتماعى، نيازمند دولتى با ساختار و انتظامات گسترده و پيچيده است تا بتواند امور مختلف آنجامعه را سامان دهد. مغالطهاى كه اين دو به آن مبتلا هستند، ناديده گرفتن وضع اجتماعى خاص زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله و سلم است. آنها تصور خاصّى از دولت در نظر دارند و به علت فقدان آن قالب خاص در زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله و سلم به عدم وجود دولت در زمان حضرت فتوا مىدهند و شكلگيرى دولت اسلامى را در زمانهاى بعدى چون دوره عباسيان مىدانند.
دكتر سنهورى در نقد اين ديدگاه، كه منشأ آن كلمات عبد الرازق است، گويد:
استدلال اساسى عبد الرازق آن است كه نظم دولتى زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله و سلم فاقد استحكام لازم براى يك دولت و حكومت است. اين مطلب نمىتواند سندى براى صحت ادّعاى او [عدم وجود دولت و حكومت] باشد؛ زيرا آن حالت سادهاى كه بر جامعه جزيرة العرب آن روز حاكم بود، اجازه برقرارى نظمى دقيق و پيچيده را نمىداد. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم براى حكومت خود، شايستهترين نظم ممكن زمان خويش را برقرار ساخت و هيچ جاى عيبتراشى نيست اگر حكومت او فاقد نظم پيچيده امروز دولتهاى معاصر بوده است؛ زيرا اينگونه نظم با جامعهاى كه پيامبر در آن مىزيست تناسبى ندارد. باوجوداين، ايشان براى دولت اسلامى خويش، نظمى در ماليات، قانونگذارى و امور ادارى و لشكرى به وجود آورد.[١]
[١] - فقه الخلافة و تطورها، عبد الرزاق احمد سنهورى، ص ٨٢.