حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٤٠
درس پنجم: منكران حكومت دينى
گذشت كه حكومت دينى، نظريهاى سياسى است كه به لزوم پذيرش مرجعيّت دين در عرصههاى مختلف سياست و حكومت باور دارد. دولت دينى، دولتى است كه دغدغه انطباق با دين دارد و مىكوشد به پيام دين لبيّك گويد و در عرصههاى مختلف مديريّت و تنظيم روابط اجتماعى و اعمال تدابير حكومتى به سخن روشن دين گوش فرادهد و شؤون مختلف مربوط به اداره جامعه را با چشمداشت به دين و تعاليم و هدايتهاى آن ساماندهى كند.
تركيب دين و دولت و برپايى حكومت دينى از گذشته تا به حال مخالفان و منكرانى داشته است. مراد ما از مخالفت، انكار نظرى اين تركيب و تلفيق است و مخالفت عملى و مبارزه سياسى بر ضد حكومت دينى از مدار بحث ما خارج است. منكران حكومت دينى، كسانى هستند كه با نظريه تركيب دين و دولت و مرجعيّت بخشيدن به دين در عرصههاى مختلف سياست به ديده نفى و انكار مىنگرند. اين انكار و طرد، با دلايل مختلف و متفاوتى صورت مىپذيرد. ازاينرو، مىتوان منكران حكومت دينى را بر حسب نوع استدلال و جهتگيرى كلّى دستهبندى كرد.
مخالفان تركيب دين و دولت به سه دسته اصلى تقسيم مىشوند:
١. مسلمانانى كه معتقدند اسلام صرفا براى هدايت معنوى و اخلاقى بشر آمده است و تنها راه و رسم عبوديّت را به آدمى مىآموزد. براساس ديدگاه آنان، اسلام در امر سياست هيچ