حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٢٤٤
چكيده ١. در مقابل ديدگاهى كه به امكان سازگارى ميان حكومت دينى و دموكراسى معتقد است، برخى به ناسازگارى ذاتى اسلام و دموكراسى و برخى ديگر به تقابل و ناسازگارى ميان ولايت فقيه و جمهوريّت و دموكراسى معتقدند.
٢. دموكراسى به معناى واقعى كلمه، يعنى حكومت مردم، آرمانى دستنيافتنى است.
٣. تفاسير و تلقّىهاى متفاوتى از دموكراسى وجود دارد و اساسا اين واژه انعطافپذير است.
٤. تفاسير متنوّع از دموكراسى را مىتوان به دو نگرش كلّى طبقهبندى كرد. نگرشى كه آن را صرفا يك روش اداره شؤون اجتماعى مىداند و نگرشى كه نگاه ارزشى به آن دارد.
٥. نگرش ارزشى، انتخاب اكثريت را مرادف با انتخاب خير و سعادت جامعه مىداند.
بنابراين، چگونه زيستن بايد براساس خواست اكثريت رقم بخورد.
٦. در دنياى معاصر، نگاه ارزشى به دموكراسى، رنگ باخته است و مدافعان اندكى دارد.
٧. به زعم برخى، منشأ ناسازگارى ميان اسلام و دموكراسى، دو اصل مبنايى دموكراسى است.
٨. تكثّرگرايى معرفت شناختى و حقّ انتخابگرى مطلق، دو مبناى اصلى دموكراسى است.
٩. اسلام به حقّانيت تعاليم خويش تأكيد دارد. پس به تكثّر حقيقت و آميختگى حق با باطل معتقد نيست و حق را از باطل قابل تشخيص مىداند.
پرسش ١. سه نظريه اصلى در باب نسبت حكومت دينى با دموكراسى چيست؟
٢. چرا دموكراسى به معناى واقعى آن ايدهاى آرمانى است؟
٣. مراد از نگاه ارزشى به دموكراسى چيست؟
٤. مراد از روشى دانستن دموكراسى چيست؟
٥. دليل بر تقابل ذاتى ميان اسلام و دموكراسى كدام است؟
٦. مراد از تكثّرگرايى معرفت شناختى چيست؟