حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ٢٣٠
امر را عهدى الاهى بر گردن عالمان مىداند و يكى از دلايل پذيرش خلافت را وفاى به اين عهد اعلام مىكند:
لولا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود الناصر و ما أخذ اللّه على العلماء أن لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم، لألقيت خبلها على غاربها.[١]
حضرت على عليه السّلام در مقابل خوارجى كه شعار «لا حكم إلّا للّه» سر مىدادند و به اين وسيله، امارت و حكومت را انكار مىكردند، فوايدى براى وجوه حكومت برمىشمارد كه در واقع اهدافى است كه بايد هر حكومتى به دنبال تأمين آنها باشد. يكى از اين اهداف، گرفتن حقّ ضعيفان و ستمديدگان از اقويا و زورمندان است: «و يؤخذ به للضعيف من القوي».[٢]
اصلاحات در شؤون مختلف جامعه نيز از اهداف حكومت دينى است: ان أريد إلّا الإصلاح ما استطعت.[٣] على عليه السّلام اصلاحات در بلاد را يكى از اهداف پذيرش خلافت ذكر مىكند: «و تظهر الإصلاح في بلادك، فيأمن المظلومون من عبادك».[٤]
از آنچه گذشت، مىتوان اهداف دنيوى حكومت دينى را در امور زير خلاصه كرد:
١. برقرارى امنيّت؛
٢. تقويت بنيه دفاعى و حراست از مرزهاى سرزمين اسلامى؛
٣. برقرارى رفاه و ايجاد عمران و آبادانى؛
٤. اصلاحات در شؤون مختلف جامعه؛
٥. حراست از اموال عمومى و تقسيم عادلانه آنها در جامعه؛
٦. گسترش تعليم و تربيت؛
٧. تأمين اجتماعى و حمايت از اقشار ستمديده و آسيبپذير.
[١] - همان، ص ٥٠، خطبه ٣.
[٢] - همان، ص ٨٢، خطبه ٤٠.
[٣] - هود( ١١): آيه ٨٨.
[٤] - نهج البلاغه، ص ١٨٩، خطبه ١٣١.