حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ١٢٢
يكى از مدافعان اين نظر چنين مىنگارد:
ولايت به معناى قيمومت، مفهوما و ماهيّتا با حكومت و حاكميّت سياسى متفاوت است. زيرا ولايت، حقّ تصرّف ولىّ امر در اموال و حقوق اختصاصى شخص مولّى عليه است كه به جهتى از جهات، از قبيل عدم بلوغ و رشد عقلايى، ديوانگى و غيره از تصرّف در حقوق و اموال خود محروم است. در حالىكه حكومت يا حاكميّت سياسى به معناى كشوردارى و تدبير امور مملكتى است كه در يك محدوده جغرافيايى- سياسى قرار دارد.
اينگونه مطالب با غفلت از دو نكته اساسى عنوان مىشود: نخست آنكه ولايت در فقه دو كاربرد متفاوت دارد و ولايت مطرح در سرپرستى و اداره امور جامعه، كه از سنخ حكومت و كشوردارى است، كاملا متفاوت با ولايت بر قاصران است. اين قسم ولايت، به تصريح قرآن، براى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و سلم و اولى الامر اثبات شده است. آيا ولىّ مسلمين بودن رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم به معناى قاصر بودن و محجور بودن مسلمانان صدر اسلام و شخصيتهاى ممتاز و برجسته آن عصر است؟ ولايت فقيه، همانطور كه بارها تصريح شده است، از سنخ ولايتى است كه معصومان عليهم السّلام از آن برخوردار بودهاند، با اين تفاوت كه ولايت امامان معصوم در اين ولايت اعتبارى خلاصه نمىشود و داراى مقام معنوى و ولايت كلّيه الاهى و خليفه اللّهى نيز بودهاند.
نكته دوم آنكه امام براساس روايات، قيّم است. در روايتى كه فضل بن شاذان از امام رضا عليه السّلام درباره فلسفه جعل ولايت و امامت نقل مىكند، امام را قيّم و حافظ امينى براى صيانت دين خدا و حفظ احكام الاهى و مقابله با بدعتگذاران و مفسدان معرّفى مىكند:
إنّه لو لم يجعل لهم إماما قيّما أمينا حافظا مستودعا، لدرست الملّة و ذهبت الدين و غيّرت السّنن ... فلو لم يجعل لهم قيّما حافظا لما جاء به الرسول صلّى اللّه عليه و اله و سلم لفسدوا.[١]
[١] - بحار الانوار، ج ٦، ص ٦٠، ح ١.