حكومت اسلامى (درسنامه انديشه سياسى اسلام) - واعظى، احمد - الصفحة ١١٥
درس پانزدهم: معناى ولايت فقيه
از نظر لغوى، ولايت مشتق از «و- ل- ى» است و به كسر و فتح «واو» استعمال مىشود.
برخى از كلمات همريشه با ولايت عبارتند از: توليت، موالات، تولّى، ولىّ، متولّى، استيلاء، ولاء، مولا، والى.
ولايت به لحاظ لغوى بر معانى متعددى نظير نصرت و يارى، تصدّى امر غير، و سلطه و سرپرستى، دلالت دارد. از ميان اين معانى متعدّد، معناى تصدّى و سرپرستى و تصرّف در امر غير، با آنچه از ولايت فقيه اراده مىشود، تناسب بيشترى دارد. كسى كه متصدّى و عهدهدار امرى شود، بر آن ولايت يافته و مولا و ولىّ آن امر محسوب مىشود. بنابراين، كلمه ولايت و همريشههاى آن مانند ولىّ و توليت و متولّى و والى دلالت بر معناى سرپرستى و تدبير و تصرّف دارند. اينگونه كلمات، معناى تصدّى و سرپرستى و اداره شؤون فرد ديگر- مولّا عليه- را افاده مىكنند و نشان مىدهند كه ولىّ و مولا سزاوارتر از ديگران در اين تصرّف و تصدّى هستند و با وجود ولايت اين مولا و ولىّ، ديگران فاقد حق تصرّف و تصدّى و سرپرستى در شؤون آن فرد هستند.[١] كلمات مشتمل بر اين معنا در قرآن به كار رفته و صفت خداوند و پيامبر و امام قرار گرفته است:
[١] - براى آگاهى از معانى مولى و ولىّ ر ك: الغدير، ج ١، ص ٦٠٩- ٦٤٩( چاپ جديد)؛ فيض الغدير، ص ٣٧٥- ٤٤٨.