قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٢ - دليل شانزدهم سنخ گفتار قرآن
ثانى خود خوانندگان را به قران ارجاع دهم تا وحى بودن قرآن به نظر شان قطعيت پيدا كند.
١- لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ (بقره ٢٥٦)
اكراه و اجبارى در دين نيست؛ زيرا رشد از گمراهى آشكارا شده، پس كسيكه منكر (طاغوت) شود و به خدا ايمان آورد به ريسمان محكمى كه قابل پاره شدن نيست (حقيقت مطلق) همانا چنگ زده است و خود را نگهداشته است. در اين آيه يك دنيا استغناء و متانت و يقين و اعتماد به خود، جلوه مى كند.
٢- إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ (قصص ٥٦).
تو نمى توانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى ولى خداوند است كه هركسى را خواسته باشد راهنمايى مى كند.
در اين آيه حقيقت به طرز جالبى ظاهر است و با مبالغه و گزاف گويى مبارزه شده.
٣- وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ (يوسف ١٠٣).