قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦ - امور هفتگانه مقدماتى
آرى كسى كه تدين را ضرورى نداند گويا حصول آرامش فكرى را لازم نمى داند، بر اساس همين عوامل چهارگانه، انسان در حدود هستى خود به دين نياز پيدا مى كند، زيرا دين عنصرى است كه موجب تضمين جلب منافع و دفع مضار است، و اين تضمين (چنانچه اولًا ذكرشد) مقتضاى فطرت هر موجود حساس مى باشد، و ممكن نيست اين علاقه و نياز او روزى از بين برود، چنانچه در طول تاريخ انسانيت كسى پيدا نشده و نخواهد شد كه از شقاوت و بدبختى متنفرنباشد و يا طالب سعادت و كمال خود نباشد[١].
[١] - شايد قرآن به همين موضوع اشاره مى فرمايد:« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»( روم/ ٣٠).
يعنى ايمان به خدا و دين او، در سرشت مردم سرشته شده است، آفرينش خلل ناپذير و غير قابل تبديل است.
فطرى بودن دين بطرز جالب و مفصلى در كتاب ديگر نگارنده باسم( گفتگوى دو رفيق) بيان شده است.