قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٤
مى گويد: «نيك بختى در اروپا جز خيالى در اوهام بيش نيست، فاصله اروپاييها از سعادت خيلى زياد است، تمام مزاياى مدنيت و حضارت غربى آن همه آرزومندى هاى متداوله دنياى غرب در رسيدن به سعادت حقيقى كمكى نكرد، و اصلا اثرى نداشته است؛ بلى اسلام سنگ زير بناى هر عمارت محكمى است كه بر آن بردارى بشريت استوار است.
٩- «ليوپالد فاليس» كه يكى از بزرگترين روزنامه نگاران «نمسا» مى باشد و پس از قبولى اسلام نامش را «محمد اسد» گذاشته چنين مى گويد:
«اسلام از نظرى روحى و اجتماعى با آن همه مشكلاتى كه عقب ماندگى مسلمانان آن ها را به وجود آورده، بازهم بزرگترين قوه نهضت دهنده براى ملت ها است كه بشريت آن را شناخته.»
او عقب ماندگى ثقافى و اجتماعى مسلمانان را در ترك تعليمات اسلامى مى داند، (و در اين مورد مى گويد) «و اين دورى مسلمانان است كه اسلام را جسد بدون روح نموده است.»
١٠- «استاد يحى مسيحى يمنى» كه پس از اسلام آوردن «زايد يحى» ناميده شده مى گويد: «وقتى از من سوال شد: چرا مسلمان