قرآن يا سند اسلام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣١ - دليل بيست چهارم ثبات اخلاق آن حضرت
اگر چيزى نداشت پيراهن تن حضرتش را بخواهد، آن حضرت پيراهن تنش را به او داد.
٣٠- كفش و لباس خود را، خود پينه مى كرد و وصله مى زد.
٣١- يك وقتى لباس نداشت حضرت على (ع) به دوزاده درهم پيراهنى براى آن حضرت- كه پيشواى تمام مسلمانان بود- خريد، ولى آن حضرت فرمود اگر ممكن شود آن را عوض كن و پيراهن ارزان تر بخر! بالاخره خود با على تشريف برده پيراهنى به چهار درهم خريدند در اثناى راه چشم پيغمبر بزرگوار به كنيزكى افتاد كع گريه مى كرد فرمود چرات گريه مى كنى؟ عرض كرد اهل خانه درعمى كه براى خريد به من داده بودند مفقود شده. حضرت چهار درهم را به او داد.
بعدا به مردى عريانى عبور فرمود كه مى گفت هركس مرا بپوشاند خدا او را از لباس هاى بهشتى بپوشاند، حضرت پيراهن خود را به آن مرد داد، و به چهار درهم باقى مانده يك پيراهن ديگرى براى خود خريد.
در موقع مراجعت به خانه ديد كنيزك هنوز نشسته حضرت فرمود چرا به منزل نرفتاى؟ عرض كرد دير شده مى ترسم مرا