علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٦ - پژوهشی در بارۀ نامههای دعوت حضرت رسول
الهدی اَمّا بَعد؛ فَاِنَّ اَلارضَ لِلِه یُورِثُها مَن یَشاءُ مِن عِبادِهِ وَ العاقَبهُ لِلمتَّقین.[١]
متن این نامه در اکثر کتب تاریخ اسلام نقل شده است که برخی از مهمترین آن کتب، عبارتند از:
ابن اسحاق[٢] (م١٥١ق)، ابن سائب کلبی[٣] (م٢٠٤ق)، ابن سعد[٤] (م٢٢٤ق)، ابن شبّه[٥] (م٢٦٢ق)، طبری[٦] (م٣١٠ق)، بیهقی[٧] (م٤٥١ق)، ابنجوزی[٨] (م٥٩٧ق)، ابن کثیر[٩] (م٧٧٤ق) و هشیمی[١٠] (م٨٠٨ق) به نقل از طبرانی (م٣٦٠ق).
مسأله امّی بودن پیامبر٦ و فلسفه ارسال پیام کتبی
قبل از پرداختن به بحث تحلیل نامهها، لازم دیده شد، مباحثی در رابطه با امی بودن پیامبر٦ و مسألۀ ارسال پیام کتبی از جانب پیامبر٦ مطرح شود.
پیامبر امّی
در بحث نامههای پیامبر٦ این سوالها به ذهن خطور میکند که: آیا امکان دارد، پیامبر اکرم٦ این نامهها را به دست خود نوشته باشد؟ آیا نوشتهای حتی یک جمله از پیامبر گرامی اسلامی٦ به یادگار باقی مانده است؟
در پاسخ به این پرسشها سه نظر عمده در میان مسلمانان وجود دارد:
١. پیامبر اسلام٦ قدرت خواندن و نوشتن نداشت.[١١]
٢. پیامبر اسلام٦ پیش از بعثت، چیزی نخوانده و ننوشته بود؛ اما پس از برانگیخته شدن به پیامبری و نزول قرآن، خواندن و نوشتن میدانست، ولی به دست خود، چیزی ننوشت.[١٢] او همۀ آنچه را که باید نوشته میشد، مانند بسیاری از بزرگان تاریخ، به دبیران و
[١]. الدر المنثور، ج١، ص٢٢٩.
[٢]. وثائق، ص١١٦.
[٣].مکاتیب الرسول، ج٢،ص ٣٨٩.
[٤]. همان، ج٢، ص٤٨١.
[٥]. الاختصاص، ص٤٢.
[٦]. کنز العّمال، ج٥ ص٢٨٥ و ج١٠، ص٢٩٩.
[٧]. الدر المنثور، ج٦، ص٨٢.
[٨].بحارالانوار، ج٩،ص ٣٣٥ و ج٤، ص٣٦٤، ج٦٠، ص٢٤١.
[٩]. السیره النبویه، ج٢، ص١٦٩.
[١٠]. نصب الرایه، ج٤، ص٤١٩.
[١١]. اعلام السائلین، ص٢٥.
[١٢]. وثائق، ص٧٤.