علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٣ - رجعت
میدانی راه خدا کدام است؟»، گفتم: «به خدا نه، مگر از شما بشنوم». گفت: «کشته شدن در راه علی٧ و فرزندانش. اگر کسی در راه ولایت وی کشته شود، در راه خدا کشته شده است و کسی نیست که به این آیه ایمان داشته باشد، مگر آن که هم کشته شود و هم بمیرد. کسی که کشته شده، از قبر بیرون میآید تا بمیرد و کسی که مرده است، از قبر بیرون میآید تا کشته شود».
راویان این حدیث از بزرگان و افراد مورد اعتمادند. عبدالله بن مغیره نیز از اصحاب اجماع[١]است و جز از افراد مورد وثوق نقل نمیکند. بنا بر این، در سند این حدیث گفتگویی نیست. اما متن این حدیث _ که با چند روایت مشابه مورد تأیید قرار میگیرد و تقویت میشود _ گویای آن است که کسانی که به آیه شریفه «وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَی اللهِ تُحْشَرُونَ؛[٢] و اگر [در راه جهاد] بمیرید یا کشته شوید، قطعاً به سوی خدا گردآورده خواهید شد»، ایمان داشته باشند، هم به مرگ طبیعی خواهند مرد و هم در راه خدا به قتل خواهند رسید و این نمیشود مگر این که پس از این که در زندگی دنیا مردند یا کشته شدند، دو باره به زندگی بازگردند تا حالت دیگر را تجربه کنند. این رجعت فقط برای مؤمنان به آیه مربوط است و با توجه به توضیحی که امام٧ در باره قتل در راه خدا میدهند و آن را به قتل در راه علی٧ و فرزندانش تفسیر میکنند و نیز با در نظر داشتن سایر روایات این باب، روشن میشود که همان مؤمنان خالص مد نظر است.
فلسفه رجعت
اگر ساختار این جهان بر اساس عدل است _ که هست _[٣] این انتظار بجاست که روزی در همین زندگی دینا ظالمینی که خون مستضعفان را در شیشه کردهاند، به سزای اعمال خود برسند؛ هر چند دنیا ظرفیت کافی برای مجازات مجرمان را ندارد،[٤] اما بر اساس قاعده عقلانی «ما لا یدرک کله، لا یترک کله؛ آنچه را نتوان به تمامه در رسید، به تمامه رها نمیشود»، خوب است که در اینجا هم به سزای اعمالشان برسند و بخشی از مجازات خود را دریابند. آخرت هم جای خود را دارد. البته، همان طور که گفته شد، دنیا ظرفیت تحقق تام و تمام عدالت را ندارد، اما دست کم میتوان به مصادیق مهم و بزرگ رسیدگی کرد. بنا
[١]. عن أبی عبد الله٧: «و قد رجع الی الدنیا ممن مات خلق کثیر منهم أصحاب الکهف، أماتهم الله ثلاثمائة عام و تسعة، و بعثهم فی زمان قوم أنکروا البعث لیقطع حجتهم و لیریهم قدرته و لیعلموا ان البعث حق وَ أَمَاتَ اللهُ أَرْمِیَا النَّبِیَّ٦ الَّذِی نَظَرَ إِلَی خَرَابِ بَیْتِ الْمَقْدِسِ وَ مَا حَوْلَهُ_ حِینَ غَزَاهُمْ بُخْتَنَصَّرُ وَ قَالَ أَنَّی یُحْیِی هذِهِ اللهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ أَحْیَاهُ وَ نَظَرَ إِلَی أَعْضَائِه...» (الاحتجاج، ج٢، ص٣٤٤). در این حدیث شریف به آیات دیگری از قرآن که رجعت اقوامی را برمیشمرد، استناد شده است.
[٢]. سوره بقره، آیه٢٦٠.
[٣]. مانند احمد امین مصری در فجر الاسلام، ص٣٣.
[٤]. قرآن کریم در بیش از چهارده آیه این موضوع را بیان میکند. از جمله در: قَالُوا یَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا کِتَاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَی مُصَدِّقاً لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلَی طَرِیقٍ مُسْتَقِیمٍ؛ گفتند: «ای قوم ما، ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده [و] تصدیقکننده [کتابهای] پیش از خود است، و به سوی حقّ و به سوی راهی راست راهبری میکند» (سوره احقاف، آیه٣٠).