علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٩ - استدلال روایی شیخ صدوق بر نزول دفعی قرآن کریم و نقد ادلّه مخالف اند
و تقیه دانست؛ زیرا روایات و اقوال عامه در این موضوع چند دسته است:
دسته اول، روایت ابن جبیر از ابن عباس:
نزل القرآن جملة واحدة فی لیلةالقدر و کان الله عز وجل ینزل علی رسول الله٦ بعضه فی أثر بعض.[١]
دسته دوم، روایت سدی از ابن عباس:
أنه کان ینزل إلی السماء الدنیا فی لیلة القدر ما یحتاج إلیه فی تلک السنة جملة واحدة ثم ینزل علی مواقع النجوم إرسالاً فی الشهور و الأیام.[٢]
دسته سوم، دیدگاه شعبی و محمد بن إسحاق که ابتدا نزول قرآن را در شب قدر دانستهاند.[٣] لذا احتمال تقیه منتفی است.
اعتماد شیخ صدوق به حدیث شاذ در مسأله نزول قرآن[٤]
تفرد ثقه در نقل حدیث و مخالفت آن با روایات دیگر راویان دو رکن حدیث شاذ است.[٥] لذا روایت حفص، شاذ نیست؛ زیرا از یک سو شیخ صدوق، از أجلای ثقات در نقل آن متفرد نیست و ثقاتی چون علی بن ابراهیم، کلینی و عیاشی نیز آن را نقل کردهاند و متن روایت صدوق با روایات ایشان، تفاوت اساسی ندارد. پس از شیخ مفید و سید مرتضی روایاتِ نزول دفعی و تدریجی، شهرت روایی یافتهاند؛ چرا که شیخ طوسی در تفسیرش روایت ابن عباس، ابن جبیر و حسن بصری که موافق روایت حفص است را نقل کرده و آن را به امام صادق٧ نیز نسبت داده است.[٦] طبرسی و قطب راوندی، نیز در موضع شیخ طوسی قرارگرفتهاند.[٧] سید بن طاووس نیز به آیه «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ..» و روایت نزول دفعی و تدریجی استناد کرده است.[٨] در قرون میانی نیز روایت حفص نزد فاضل جواد، شریف لاهیجی، فیض کاشانی، حویزی، حرعاملی، سید هاشم
[١]. الکافی، ج١، ص٣٥، ٤٦، ٤٧؛ تهذیب الأحکام، ج١، ص١٧٧، ٢٣١؛ الإستبصار، ج١، ص٢٦، ١٥٢، ١٨٠.
[٢]. قاموسقرآن، ج٧، ص٤٧.
[٣]. تفسیرالقمی، ج١، ص٦٦ و ج٢، ص٢٩٠ و ج٢، ص٤٣١؛ الکافی، ج٢، ص٦٢٩؛ تفسیرالعیاشی، ج١، ص٨٠؛ و ر.ک: «اعتماد شیخ صدوق به حدیث شاذ در مسأله نزول قرآن».
[٤]. همان، ج١٠، ص٣١٦.
[٥]. السنن الکبری، ج٦، ص٥١٩؛ جامع البیان، ج٢، ص٨٥ و ج٣٠، ص١٦٦.
[٦]. مجمع البیان، ج٢، ص٤٩٧.
[٧]. مجمع البیان، ج١٠، ص٧٨٦ و ج٢، ص٤٩٧؛ مفاتیح الغیب، ج٥، ص٢٥٢.
[٨]. تصحیح الاعتقاد، ص١٢٥.