علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٧ - حدیث پشیمانی
کشف پایههای اساسی و مهم بسترسازی برای این رویکرد و برنامه ریزی صحیح در جهت پیشبرد آن است.
پس از قرآن کریم _ که کتاب واحد و مصدر اساسی اندیشه اسلامی برای تمامی
فرق اسلامی به حساب میآید _ حدیث و علوم مرتبط با آن، از اهمیت بی بدیلی
برخوردار است.
اما در این حوزه تلاش در مسیر اتحاد اندیشهها و هماندیشی اندیشمندان اسلامی و متخصصان حوزههای مرتبط با دانش حدیث، کمتر صورت گرفته است؛ به گونهای که شاید بتوان گفت: این حوزه اندیشهای بیش از دیگر فضاهای فکری، نیاز به کار و تلاش برای ایجاد و پی گیری اندیشهای «تقریبی» را میطلبد.
نبود کارهای جدی در حوزه حدیث با هدفگذاری «تقریب مذاهب اسلامی» موجب آن شده است که این عرصه مسیر قهقرایی خود را به گونهای سپری کند که نه تنها موجب همگرایی و اتحاد اندیشههای فرق اسلامی نگردد، بلکه به عنوان یکی از سرچشمههای اختلاف میان اندیشمندان اسلامی عرض اندام نماید.
اختلاف در طُرُق دستیابی به نصوص معتبر _ پس از قرآن کریم که متواتر و مورد اتفاق همه مسلمین است _ یکی از زمینههای جدی بروز اختلافات مذهبی در حوزه حدیث است؛ چراکه هر فرقه به طرق خود برای وصول به متون معتبر تمسک کرده و طرق فرقههای دیگر را طرد نموده و نمیپذیرد![١]
از یک سو امامیه طریق اهل بیت: و اصحاب ایشان را معیار قرار داده و طرق حدیثی اهل سنت را غیر معتبر میشمارند، چنان که در مقام طعن یک راوی «عامی» بودن را به عنوان عامل تضعیف او بر میشمارند.[٢]
از سوی دیگر، اهل سنت نیز به اقوال و نقلهای صحابه و شاگردان ایشان
[١]. الثقات، ج٨، ص٥٢٦.
[٢]. علل الدارقطنی، ج١، ١٨٠- ١٨٣: «عبد الرحمن بن عوف عن أبی بکر _ رضی الله تعالی _ عنهما و سئل عن حدیث عبد الرحمن بن عوف، عن أبی بکر الصدیق ثلاث وددت أنی سألت رسول الله _ صلی الله علیه و سلم _ عنها وددت أنی سألته فیمن هذا الامر فلا ینازعه أهله وددت أنی کنت سألته هل للأنصار فی هذا الامر شئ وددت أنی کنت سألته عن میراث العمة و ابنة الأخت، فقال هو حدیث یرویه شیخ لأهل مصر، یقال له علوان بن داود، و اختلف علیه فیه، فرواه عنه سعید بن عفیر، عن حمید بن عبد الرحمن بن حمید بن عبد الرحمن بن عوف، عن صالح بن کیسان، عن حمید بن عبد الرحمن بن عوف، عن أبیه، عن أبی بکر الصدیق و خالفه اللیث بن سعد فرواه، عن علوان، عن صالح بن کیسان بهذا الاسناد إلا أنه لم یذکر بین علوان و بین صالح حمید بن عبد الرحمن فیشبه أن یکون سعید بن عفیر ضبطه عن علوان، لأنه زاد فیه رجلاً و کان سعید بن عفیر من الحفاظ الثقات».