علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٩ - مؤلفههای احساس سعادتمندی در احادیث با رویکرد روانشناختی
مصداق سعادت خواهد بود.[١] متفکران اسلامی به این بحث پرداختهاند. شاید بتوان
این اندیشوران را به دو گروه تقسیم نمود؛ متفکرانی مانند فارابی، ابن سینا، سهروردی، اخوان الصفا و ملا صدرا در شمار معتقدان به تفسیر «غایت غالب» به شمار میآیند که سعادت را فقط در اتصال به عقل فعال و استغراق در شهود عالم ملکوت میدانند و هر چیز دیگری تنها در صورت کمک به این حالت، در شمار مطلوبات آدمی قرار میگیرد. در مقابل، متفکرانی مانند خواجه نصیر طوسی، ابن مسکویه، محمدمهدی نراقی و ملا احمد نراقی، مدافع تفسیر «غالب جامع» از سعادت هستند که معتقدند سعادت مؤلفههای مختلف دارد و هر کدام ارزش استقلالی دارند؛ به گونهای که فقدان یکی به سعادت آسیب میرساند.[٢]
در قرن نوزدهم پس از جدایی روانشناسی از فلسفه، رویکرد لذتگرایی در آثار روانشناسان به وضوح مشهود بود. ویترسو در این زمینه بویژه به جیمز[٣]، ثرندایک[٤]، وونت[٥] و فروید[٦] اشاره دارد؛ هر چند که لذتگرایی در قرن بیستم در بیشتر متون روانشناسی به شکلی خود را نشان داد، اما تردید نیست که رویکرد روانشناسی در هزاره جدید، بویژه روانشناسی مثبتگرا بیش از آن که بر رویکرد لذتگرا مبتنی باشد، بر پایه رویکرد سعادتگراست.[٧] داینر[٨]، لوکاس[٩] و اوشی[١٠] در کتاب راهنمای روانشناسی مثبتگرا بیان میدارند که از زمانهای بسیار دور، همیشه این سؤال مطرح بوده است که «چه چیزی باعث خوشبختی و بهزیستی میشود». هر یک از پژوهشگرانی که در این حیطه به کار پرداختهاند، عوامل و ابعاد خاصی، معرفی کردهاند که هر فردی که واجد این خصوصیات و ابعاد باشد، نسبتی از بهزیستی روانی[١١] دارد.[١٢] روانشناسان در باره معنای این اصطلاح کمتر سخن گفته و بیشتر به مؤلفهها و عوامل آن پرداختهاند، همان گونه که اصطلاح
[١]. ر.ک: الکافی، ج٥، ص٥١٧ ـ ٥١٨ (باب فیما ترک طاعتهنّ)، ح٢ - ١٢؛ نهج البلاغه، خطبۀ ٨٠؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج٣، ص٤٦٨، ح٤٦٢١ - ٤٦٢٤ و ص٥٥٤، ح٤٩٠٠؛ مکارم الأخلاق، ص٢٣٠ ـ ٢٣١.
[٢]. ر.ک: وسائل الشیعه، ج٢٠، ص٢٩٢ ـ ٢٩٤، باب انّه لا ولایة علی الصبی بعد البلوغ و الرشد لأبوین و لا لغیرهما... و نیز ص٢٧٥، ٢٨٠ و ٢٨٩؛ ج١٩، ص٤٢٧؛ ج١٨، ص٤٠٨ و ٤٠٩؛ باب ٣ و ٤ و ٦ و ٧ و ٩ و ١١، از ابواب عقد النکاح و أولیاء العقد؛ الکافی، ج٥، ص٣٩٤؛ تهذیبالأحکام، ج٧، ص٣٨١.
[٣]. ر.ک: وسائل الشیعه، ج٢٧، ص١٦، باب أن المرأة لا تولّی القضاء؛ مستدرک الوسائل، ج١٧، ص٢٤١، ح٢١٢٢٩.
[٤]. ر.ک: دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، ج،١ ص٣٣٥ ـ ٣٦٣.
[٥]. ر.ک: نظام حقوق زن در اسلام، ص٢١٤ - ٢٢١ همچنین روان شناسی اجتماعی، ص٣٢٥ - ٣٢٦.
[٦]. ر.ک: «چشماندازی از طبیعت(مغز زنان)»، پرفسور استیفن جی گولد (Stphen Jay Gould)، مجلۀ ساینتیست،ج ٨٠، شمارۀ ١١٢٧، نوامبر ١٩٧٨، ص٣٦٤- ٣٦٦.
[٧]. الکافی، ج١، ص١١، ح٣.
[٨]. ر. ک: زن در آینۀ جلال و جمال، ص٢٢٩ - ٢٣٠.
[٩] استادیار دانشگاه قرآن و حدیث.
[١٠] استادیاردانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی.
[١١] استادیار دانشگاه قرآن و حدیث.
[١٢]. اخلاق در قرآن، ج١، ص٩٨.