علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠٠ - واکاوی متون مشترک حدیثی در منابع فریقین
این خصوص صورت گرفته و کارهای انجام شده نیز از نقایص و اشکالات فراوان
برخوردار است.
برخی از کارهای صورت گرفته، در عین اهمیت و حفظ پیشگامی برای صاحبان آنها، بیش از آن که متون یا احادیث مشترک را موضوع پژوهش خود قرار دهد، و به جمع آوری و تنظیم این متون بپردازد، با کشف موضوعات مشترک، و نصوص متفاوت، از فریقین هماهنگی بیشتری دارد و توجه به متون مشترک[١] در آن کمتر به چشم میخورد.
اگر چه کشف موضوعات مشترک و تلاش برای ارائه مباحث در بستری واحد و در اختیار قرار دادن آن، در فضای اندیشهای اسلام، خدمتی بزرگ به دانشمندان و متفکرین اسلامی است، اما این مطلب آن قدر هم دیریاب نیست که کار و تلاشی این چنین مطالبه نماید و مسیر تحقیقات را به سوی خود جذب نماید.
صد افسوس که به دلیل نبود تخصصهای ویژه در تحقیق نصوص، در بسیاری از موارد اکتفای به منابع واسطه و یا منابع ضعیف و غیر قابل پذیرش، موجب عدم اتقان کافی کار شده و کاهش اعتبار علمی را نیز در پی دارد.[٢]
این گونه اشکالات اساسی در کارهای ارائه شده نیاز به کشف متون مشترک میان فریقین و تحقیق جدی آنها را همچنان نیازی محسوس مینمایاند، که پاسخهای علمی و
[١]. کنز العمال، ج٥، ص٦٣١-٦٣٣.
[٢]. همچنین بنگرید به: الإکمال فی أسماء الرجال، ص١٧٤-١٧٥ که از فضائل الصحابه و کنز العمال عبارت «حدیث حسن» را نقل کرده است. این جانب به فضائل الصحابه اطرابلسی و کتاب السنن حافظ سعید بن منصور دست نیافتم. از این رو، ناگزیر از منابع واسطه و مورد اطمینان نقل کردم.