علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٣ - مبانی فقهالحدیثی سیّد عبدالله شُبَّر در مصابیحالأنوار فی حلّ مشکلات الأخبار
اخبار و مضمون آنها آشنا نیستند و مثلاً به نظرشان میآید که شصت با حسابی که در نظر گرفتهاند، منطبق نمیشود، و ناچار آن را بر وفق مراد خود تغییر میدهند.[١]
وی در همین روایت معتقد است که ممکن است تصحیف دیگری در دو واژۀ « الر» و «المر» رخ داده باشد که کاتب، به اشتباه، «المر» را «الر» نوشته است.[٢]
شبّر در حدیث دیگری نیز که آن را در تفسیر آیۀ ٤٤ سورۀ زخرف[٣] در بیان معنای ذکر از الکافی نقل میکند، احتمال تصحیف را در نظر میگیرد و مینویسد:
ممکن است در این حدیث توهم یا اسقاط یا جایگزینی یک آیه به جای دیگری سهواً از طرف راوی یا ناسخ رخ داده باشد و در اصل، این حدیث در تفسیر آیۀ ٤٣ سورۀ نحل (فسئلوا أهل الذکر إن کنتم تعلمون) وارد شده باشد.[٤]
شبّر احتمال تحریف احادیث را نیز در نظر داشته است؛ چنان که در روایت «نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ وَ نِیَّةُ الْکَافِرِ شَرٌّ مِنْ عَمَلِهِ وَ کُلُّ عَامِلٍ یَعْمَلُ عَلَی نِیَّتِه» میگوید:
در این حدیث، دو واژۀ خیر و شر بنا بر مفعول بودن برای نیة، باید منصوب باشند؛
ولی افتادن الف، افعل تفضیل بودن و قرار گرفتن آنها در محل خبر را برای مبتدا به ذهن متبادر میکند و این نوعی تحریف است. بر این مبنا، معنای حدیث، آن است که مؤمن هنگامی که نیت کار خیری میکند، هر چند آن را انجام ندهد، در زمرۀ اعمال او محسوب میشود و پاداش آن را دریافت خواهد کرد؛ چنان که کافر هنگام نیت برای انجام دادن کار شرّ، آن عمل را در زمرۀ اعمالش خواهد یافت و عقوبت آن را خواهد کشید.[٥]
٨. اعتقاد به وجود تقیه در روایات
سید عبدالله شبّر تقیه را یکی از راهکارهای حل تعارض احادیث دانسته است. در حدیثی در الکافی به نقل از امام صادق٧ آمده است:
امام صادق٧ فرمود: ممکن است خدا امر کند و نخواهد و خواهد و امر نکند، شیطان را امر کرد که به آدم سجده کند و خواست که سجده نکند و اگر میخواست سجده
[١]. همان، ج١، ص٩٢.
[٢]. تصحیف در لغت به معنای خطا در صحیفه است که در آن تغییر واژه از یکسانی یا شباهت لفظی یا کتبی دو کلمه ناشی می شود (ر.ک: لسان العرب، ج٩، ص١٨٧)؛ همچنین ر.ک: الرعایة، ص١١٠؛ معجم مصطلحات الرجال و الدرایة، ص١٦٢؛ رسائل فی درایة الحدیث، ج١، ص١٢٧، ١٨١و ٤١٩.
[٣]. تصحیف و تحریف، ص٣٥٣.
[٤]. مصابیحالانوار، ج١، ص١٠٢.
[٥]. پیامبر٦ از مانند کلاغ به زمین نوک زدن و مانند شیر ساعد به زمین گذاشتن نهی نمود (منظور ضایع کردن نماز است).