علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٨ - واکاوی متون مشترک حدیثی در منابع فریقین
بسنده نمودهاند و خود را بی نیاز از طرق حدیثی شیعه انگاشته و ایشان را اهل فتوا و
نظر تصور نمودهاند تا بدانجا که ترک حدیث و عدم التزام به آن را در قدح ایشان
بیان کردهاند؟!! چنان که ذهبی در توصیف ائمه شیعه: در مقام نقل حدیث این
گونه مینویسد:
و ليس هو بالمكثر، هو في الرواية كأبيه و ابنه جعفر، ثلاثتهم لا يبلغ حديث كل واحد منهم جزءاً ضخماً، و لكن لهم مسائل و فتاو.[١]
[امام باقر٧] چندان نقل حدیث ننموده است؛ مانند پدرش [امام سجاد٧] و فرزندش امام جعفر صادق٧، چنان که اگر احادیث هر کدام از ایشان جمعآوری گردد، یک مجلد حجیم نخواهد شد، اما از ایشان مسائل و فتاوا [زیاد] نقل
شده است.
و بسیاری مباحث دیگر که ممل است و ثمرات آن بسیار کم...
اما حقیقت، آن است که کشف راههای صحیح، برای دفع توهمات رایج و ایجاد بستر مناسب برای بحث اندیشمندان اسلامی در حوزه حدیث امری لازم و نیازی معاصر است که به نظر میرسد با امکانات موجود دستیابی به آن بسیار آسان بوده و ثمراتی بیشمار را در پی خواهد داشت.
نصوص مشترک و بسترسازی تقريب
یکی از زمینههای اساسی که قابلیت پاسخگویی به این نیاز را دارد، محور مهم کشف مشترکات حدیثی میان فرق و مذاهب اسلامی است. بررسی منابع حدیثی اسلامی وجود نصوص و متون مشترک در میان جمیع فرق و مذاهب را به خوبی نمایان میسازد. البته این مطلب، بر خلاف تصور رایج، چنان واضح و روشن مینماید که با اندک توجه به منشأ شکلگیری نصوص و احادیث در میان مسلمین به خوبی روشن میگردد؛ چنان که حتی بدون مراجعه به منابع حدیثی نیز میتوان آن را حدس زد.
وجود منشأ واحد در صدور متون حدیثی گواه صدق این معناست؛ چرا که از نگاه مبنایی، مرجع نقل صحابه و تابعان و حتی اقوال و فتاوای ایشان نیز، اقوال و افعال رسول مکرم اسلام٦ است.[٢] این در حالی است که امامان معصوم شیعه: نیز کلام خود را نقل
[١]. المستدرک علی الصحیحین، ج٤، ص٣٤٣.
[٢]. الکامل فی ضعفاء الرجال، ج١، ص١-٢: «و لا یبقی من الرواة الذین لم أذکرهم إلا من هو ثقة أو صدوق، و إن کان ینسب إلی هوی و هو فیه متأول، و أرجو أنی أشبع کتابی هذا و أشفی الناظر فیه، و مضمن ما لم یذکره أحد ممن صنف فی هذا المعنی شیئاً، و سمیته: کتاب الکامل فی ضعفاء الرجال، ملتمساً فی کل ذلک رضی الله عز وجل و جزیل ثوابه، و به أستعین، و علیه توکلی، و به توفیقی، و هو حسبی، و نعم الوکیل».