مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - عوامل تصفیه تفکر اسلامی
آلوده را تصفیه کند.
عین این حالت در امور معنوی وجود دارد؛ یعنی یک سرچشمه معنوی که در روز اول صاف و پاک است و آلودگی هم ندارد تدریجاً که در بستر افکار دیگران قرار میگیرد و نسلی بعد از نسلی آن را به دورههای بعد منتقل میکنند، این امکان وجود دارد که آن جریان معنوی یک آلودگی محسوس پیدا کند که دیده بشود و یا یک آلودگی نامحسوس پیدا کند که فقط علما یعنی کسانی که آلات ذره بینی دارند بتوانند آن را ببینند. و باز همان طوری که در یک شهر ممکن است دستگاه تصفیهای برقرار کرد که آب را پاک کند، در جریانهای معنوی هم همینطور است.
بزرگترین جریان معنوی دنیا اسلام است. اسلام که جریان پیدا کرده است ما میخواهیم ببینیم در این بستری که قرار گرفته است در این چهارده قرن تا به ما رسیده است، آیا امکان آلودگی نظیر آلودگی آب برای این جریان معنوی بوده است یا نه؟ و اگر امکان این آلودگی بوده است، چه جریانهایی در دنیای اسلام به وجود آمده است که این آب صاف را آلوده کرده است؟.
قبل از اینکه این مطلب را عرض بکنم نکتهای را برای شما عرض میکنم:
مردم عامی، مردمی که اهل تحقیق نیستند، همیشه در میان حوادث، حوادثی را مهم میشمرند که از نظر تاریخ مهم باشد. غالب اشخاص اگر شما به آنها بگویید جریانهای مهم تاریخ اسلام را بگو، اولین جریان مهمی که به ذهنش میآید حمله مغول است. راست است، حمله مغول خیلی مهم است، هم از نظر خسارات مادی، از نظر انسانهایی که کشت و هم از نظر خسارات معنوی به این معنی که چقدر کتابها و کتابخانهها را از بین برد و علما را کشت. حمله مغول برای دنیای اسلام فوق العاده گران تمام شد. چقدر از علما کشته شدند، چقدر از مسلمانها کشته شدند، چقدر شهرها خراب شد! بعضی از شهرها را چنان از میان بردند که اصلًا اثری از آنها باقی نماند، از جمله شهر نیشابور که [چنگیز] دستور داده بود اصلًا ذی حیاتی نباید در این شهر باقی بماند. این یک حادثهای است، مهم هم هست، ولی به همان اندازه که مهم است خودش خودش را نشان میدهد، مثل آلودگی محسوس آب میباشد. اما بعضی از جریانات در دنیای اسلام پیدا شده است که حجم ظاهریش خیلی کوچک است مانند میکروب ذره بینی که به چشم نمیآید ولی خطرش از حمله مغول اگر بیشتر نبوده است کمتر هم نیست. مثالهایش بماند تا بعد عرض بکنم.