مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣ - مثال دیگر حرمت گوشت خوک
کاری در خلقت و یا در شریعت بدون مصلحت و حکمت نمیکند. عدل الهی ایجاب میکند که خدا، هم در خلقت و هم در شریعت عادل باشد و اگر عدل یکی از اصول دین است روی همین حساب است.
آنها اگرچه اسمشان باقی است ولی عملًا تقریباً منقرض شدهاند. الآن تمام سنیهایی که وجود دارند به اسم اشعری هستند، ولی در واقع این عقیده را از میان بردهاند و عملًا طرفدار این حرف نیستند.
پس این مطلب که شما گفتید اگر در دین اسلام یک چیزی حرام شده است دلیلی داشته، حرف درستی است. این را من هم قبول دارم. مثلًا اینکه گوشت سگ حرام است یا سگ نجس است، بدون دلیل نیست. حتماً در سگ یک چیزی وجود دارد که برای انسان ضرر دارد. البته در صدر اسلام هنوز این حرفهایی که الآن میزنند وجود نداشت. ولی یک مطلب دیگر هست و آن اینکه فرض کنیم عالمی یا مجتهدی پیدا بشود که برایش یقین بشود که اسلام که گفته است گوشت خوک حرام است منحصراً به خاطر همین میکروبی است که امروز کشف شده است. او فتوا خواهد داد: پس حالا دیگر گوشت خوک حلال است. ولی ما قبول نخواهیم کرد.
مجتهد باید پخته باشد. ممکن است برای چیزی که حرام شده است دهها خطر وجود داشته باشد و امروز علم یکی از آنها را کشف کرده و مابقی هنوز مانده باشد.
شما میبینید مثلًا علم پنی سیلین را کشف و آثارش را بیان میکند و تمام مردم به آن روی میآورند. بعد از چند سال متوجه میشوند که ضررهایی هم دارد و لااقل برای همه مریضها تجویز نمیکنند. علم گوشهای را کشف میکند و گوشه دیگر برایش پنهان میماند. حالا برای یک نفر مجتهد کی یقین پیدا میشود که علت اینکه اسلام گفته است گوشت خوک حرام است منحصر به همین میکروبی است که علم کشف کرده است؟! اگر بگوید، عجله به خرج داده است و باید از او سؤال کرد آیا شما یقین دارید که بیست سال دیگر چیز جدیدی کشف نشود؟.
مثلًا ممکن است خصایص بعضی از حیوانات در گوشتشان وجود داشته باشد، به طوری که خورنده آن گوشت آن خصایص را بگیرد. از جمله صفات خوک این است که خیلی کثیف است. در حدیث است که یکی از خصایص روحی این حیوان این است که [غیرت ندارد و خوردن گوشت او] غیرت را از بین میبرد. البته میدانید هرکدام از حیوانات خصایص روحی مخصوص به خود دارند، مثلًا وفا در