مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - مقصود از « امانت »
اگر راه سعادت را میخواهی طی کنی باید از اینجا بروی و اگر راه بدبختی را میخواهی بروی از این طرف، و در هر حال اختیار با خودت است، حالا این تو هستی و این راه. این موضوع نامش «تکلیف» است.
مطلبی که تا اینجا عرض کردم یک مطلب مقدماتی بود. بعد راجع به آن باز هم توضیح خواهم داد.
باید اول عرض بکنم که در این شبها راجع به چه موضوعی میخواهم صحبت بکنم. حقیقتش این است که خودم مردّد بودم، و طبع من هم همیشه اینجور است که میخواهم موضوعی را عنوان کنم که مورد احتیاج است و شبهای متوالی در اطراف همان موضوع صحبت کنم تا آن را حلّاجی کرده و حل کنم، و از طرف دیگر فکر من همیشه این است که مسائلی را عنوان کنم که کمتر درباره آنها فکر و بحث میشود.
در میان موضوعاتی که به نظرم رسید، یک موضوع بیشتر جلب توجه کرد که درباره آن بحث کنم و البته اگر ببینم مستمعین این موضوع را نمیپسندند و موضوعات دیگری را پیشنهاد میکنند، چون شب اول است مانعی ندارد، از فردا شب موضوع را عوض کرده و موضوع دیگری را مطرح میکنیم. آن موضوعی که به نظر بنده رسیده مسئله «مقتضیات زمان» است که مسئله مهمی است و البته بیشتر طبقه تحصیل کرده و دنیادیده درباره این مطلب سؤال میکنند. من خودم از اینکه بیشتر با این طبقات تماس دارم و برخوردهای زیادتری دارم، احساس میکنم که این یک عقده روحی عجیبی است که آیا انسان میتواند مسلمان باشد و در عین حال خودش را با مقتضیات زمان تطبیق دهد یا نه؟ گاهی میپرسند اساساً با توجه به اینکه مقتضیات زمان تغییر میکند، چگونه میشود انسان دیندار بماند؟ چون لازمه دینداری این است که انسان خودش را در مقابل مقتضیات زمان نگاه دارد، و مقتضیات زمان تغییر میکند و چارهای نیست. گاهی از کیفیتش سؤال میکنند که چگونه بایستی انسان خودش را تطبیق بدهد؟ یک عده میگویند انطباق پیدا کردن، ضد دین و مذهب است. یک عده هم این موضوع را بهانه قرار داده و علیه دین تبلیغ میکنند، میگویند به همین دلیل انسان نباید پایبند به دین باشد چون دین مانع تجدد و نوخواهی و پیشروی است و انسان اگر بخواهد در این دنیا ترقی داشته باشد باید طرفدار تجدد و نوخواهی و دشمن کهنه باشد، پس به همین دلیل انسان نباید