مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤ - خوبها و بدها دو قسم اند
این است که مقصود از قناعت چیست؟ اصلًا قناعت یعنی چه؟ قناعت نقطه مقابل طمع است: عَزَّ مَنْ قَنَعَ وَ ذَلَّ مَنْ طَمَعَ [١]. قانع باش به آنچه که خود داری و دست طمع و ذلت پیش دیگری دراز مکن. این کار دیروز خوب بود، امروز هم خوب است.
اینها خیال میکنند در قدیم که میگفتند قناعت، یعنی به کم بساز، کمی از مال حلال را بگیر و مابقی را به دریا بریز. نه، قناعت نقطه مقابل طمع است. میگوید به مال خودت بساز و به مال دیگری چشم نداشته باش. وجدان انسانیت در تمام زمانها اینطور حکم میکرده است که شخص، خودش را خوار و ذلیل نکند. یا اینکه میگوید ترک دنیا در گذشته خوب بود و حالا بد است. در پاسخ باید گفت آن ترک دنیایی که بد است دیروز هم بد بود و آن ترک دنیایی که خوب بود امروز هم خوب است. اگر مقصود از ترک دنیا تنبلی کردن، غارنشینی و از همه مردم بریدن باشد، در گذشته بد بود، امروز هم بد است. قرآن میفرماید: وَ رَهْبانِیةً ابْتَدَعوها [٢] رهبانیت، بدعت بود؛ رهبانیت را ما به مردم تعلیم ندادیم، در زمان عیسی هم نبود، از پیش خود درآوردند. و اگر مقصود از ترک دنیا ترک دنیاپرستی باشد، الآن هم خوب است.
تمام چیزهایی که میگویند قضاوت مردم در مورد آنها در زمانهای مختلف فرق میکند، مربوط به خوب و بدهای واقعی نیست، مربوط به وسایل خوب و بد است.
قضاوت مردم درباره وسایل خوب و بد عوض میشود ولی درباره خوب و بد عوض نمیشود. یکی دیگر از مثالهایی که اینها ذکر میکنند مربوط به تعدد زوجات است. میگویند تعدد زوجات در قدیم خوب بود و حالا بد است. در جواب باید گفت اگر هدف از تعدد زوجات هوسرانی باشد، در قدیم خوب نبود حالا هم بد است. اما اگر تعدد زوجات در واقع چاره جویی باشد، در گذشته خوب بود و حالا هم خوب است. با آن شرایطی که دارد، همیشه خوب است. اگر آن شرایط نباشد، آن وقت بد بود حالا هم بد است. این مطلبی بود که میخواستم به عنوان تتمه بحث نسبیت اخلاق گفته باشم.
[١] غرر الحکم، ج ٢/ ص ٥٢٨[٢] حدید/ ٢٧