مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - معنی دیگر عدالت
میتوان گفت آن هم مساوات است اما مساوات به شکل دیگر. معنایی که قدما برای عدالت ذکر میکنند این است: اعْطاءُ کلِّ ذی حَقّ حَقَّهُ. هرچیزی و هرشخصی در متن خلقت با یک شایستگی مخصوص به خود به دنیا آمده است. حقوق هم از همین جا یعنی از ساختمان ذاتی اشیاء پیدا میشود. ما باید هرچیزی را در ذاتش مطالعه کنیم، بعد ببینیم که او شایستگی چه چیزی را دارد و چه استعدادی در وجود او هست، یعنی طبیعتش چه تقاضایی دارد. مثلًا در بدن انسان چشم حقی دارد و دست حقی دیگر. اگر حق چشم را به دست بدهیم، نه تنها به دست خدمت نکردهایم بلکه آن را از کار انداختهایم. هرچیزی استحقاقی دارد و منشأ آن هم خود خلقت است. دو بچه که به مدرسه میروند، یکی شایستگی نمره ٢٠ را دارد و دیگری نمره ٥. اگر به او از ٢٠ کمتر بدهیم ظلم کردهایم و اگر به این از ٥ بیشتر بدهیم نیز ظلم کردهایم.
برای مثال، اگر از همانهایی که دم از اشتراک و مساوات میزنند بپرسیم چرا زید در میان میلیونها مردم نخست وزیر شد، میگویند شایستگی نشان داد. اول یک کارگر ساده بود، مثلًا در سندیکا شرکت کرد و به نمایندگی در هیئت بالاتری انتخاب شد و بعد در هیئت بالاتر، و همینطور سلسله مراتب را طی کرد و چون لیاقت و شایستگی داشت به نخست وزیری رسید. این همان عدالت است. پس معلوم میشود که اساس، لیاقت است. البته اگر یکی لیاقت دارد و دیگری ندارد، چنانچه آنچه را که باید به لایق بدهیم به نالایق بدهیم، بی عدالتی کردهایم.
آن که هفت اقلیم عالم را نهاد | هرکسی را آنچه لایق بود داد | |