مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦ - مثال دوم
زیاد بن ابیه که به جان مردم افتادند آنوقت مردم فهمیدند که اشتباه کردند که در زمان حضرت علی دعوت او را لبیک نگفتند، اشتباه کردند که امام حسن را تحویل معاویه دادند. لهذا بعدها (بعد از حادثه کربلا) عدهای پیدا شدند و توّابین را به وجود آوردند، همانها که دور مختار را گرفتند.
این امر یعنی آگاه شدن مردم از ماهیت حکومت اموی، از عواملی بود که شرایط را برای قیام امام حسین علیه السلام مساعد میکرد. گذشته از این، وضع یزید با وضع معاویه فرق میکرد. معاویه در لباس نفاق کار میکرد، یزید در لباس کفر. معاویه لااقل روی کارهایش سرپوش میگذاشت، علناً شراب نمیخورد، علناً سگ بازی نمیکرد، صورت ظاهر را حفظ میکرد. ولی یزید جوانی بود دیوانه و پرده در که حساب موقعیت خودش را نمیکرد که هرچه هست بالاخره مردم او را خلیفه پیغمبر میدانند. اینقدر شراب میخورد تا مست میشد و در حضور جمعیت به پیغمبر ناسزا میگفت. واقعاً اگر قضایای کربلا نبود و امام حسین قیام نمیکرد و سبب نمیشد که یزید از بین برود و او همان بیست سالی را که معاویه خلیفه بود خلافت میکرد، اصلًا حوزه اسلام منقرض میشد. پس شرایط زمان خیلی فرق میکند. بنابراین امام حسن همان برنامه را اجرا کرد که امام حسین اجرا کرد و امام حسین همان برنامه را اجرا کرد که امام حسن اجرا کرد، فقط شکل کارشان با هم فرق داشت ولی روح هر دو یکی بود. این بود دو مثالی که خواستم در این زمینه عرض کرده باشم.