مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨ - تفاوت زندگی اجتماعی انسان با حیوانات اجتماعی
و ابتکاری هست. برای حیوان تجدد و نوخواهی وجود ندارد ولی برای انسان وجود دارد. حال چرا؟ دلیلش انّا عَرَضْنَا الْامانَةَ عَلَی السَّمواتِ ... است. دلیلش این است که انسان فرزند بالغ و رشید خلقت است. انسان فرزندی است که خلقت، حمایت و سرپرستی مستقیم خود را از روی او برداشته و او را از نعمت آزادی و اختیار و ابتکار و استعداد مسئولیت برخوردار کرده است، پیمودن راه تکامل را بر عهده خودش گذاشته است. انسان به حکم: وَ خُلِقَ الْانْسانُ ضَعیفاً [١] از لحاظ فعلیت از همه حیوانات ناتوانتر پا به هستی میگذارد، و از لحاظ استعداد و راهی که میتواند با قدم آزاد خود طی کند از همه کاملتر و مجهزتر به دنیا میآید. به انسان قوه انتخاب و کشف و ابتکار و خلاقیت داده شده است. انسان قادر است شکل تولید و توزیع مایحتاج خود را عوض کند، ابزارها و وسایل نوتر و بهتر از پیش اختراع نماید، سیستم زندگی خود را عوض کند، در روابط اجتماعی خود و در طرز تربیت و اخلاق خود تجدیدنظر نماید، محیط را و زمین را و زمان را به نفع خود تغییر دهد، شرایط و اوضاع و احوال اجتماع خود را عوض نماید. این است که مقتضیات زمان برای انسان وضع متغیری دارد و برای حیوان وضع ثابتی دارد.
از همین جا این مسئله پیش میآید که اسلام به عنوان یک دین و یک آیین و به عنوان یک قانون زندگی، با مقتضیات متغیر زمان چه میکند؟ آیا نظر اسلام این است که باید با مقتضیات زمان نبرد کرد و در حقیقت جلو قدرت خلّاقه و نیروی ابتکار بشر را گرفت و نگذاشت محیط و زمین و زمان را عوض کند؟ یا برعکس، نظر اسلام این است که باید تسلیم زمان و مقتضیات زمان شد؟ و یا نظر سومی در کار است و لااقل توضیح و تفصیلی در میان است؟ به هر حال مسئله اسلام و مقتضیات زمان از اینجا آغاز میشود که در جلسات آینده درباره آنها باید بحث کنیم.
[١] نساء/ ٢٨