مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٦ - نظر راسل
یعنی انسان قبل از هرچیز این نیاز را احساس میکند.
پس ما نمیخواهیم حکومت عامل اقتصادی را نفی کنیم. ما میخواهیم حصر این عامل را نفی کنیم و این اصالت مطلق را که همه عوامل دیگر بر روی این عامل بنا شدهاند و به خاطر آن به وجود آمدهاند و کوچکترین تکانی که این عامل بخورد، همه آنها تکان میخورند. اینجور نیست. ممکن است شرایط اقتصادی تکان بخورد و شرایطی که روی اساسهای دیگری بنا شده تکان نخورد، چون آن اساسهای دیگر ثابت است. ممکن است شرایط اقتصادی به خاطر ارتباط و پیوستگی، علت تغییر سایر شرایط بشود. ممکن هم هست آن شرایط، علت تغییر این شرایط بشود. هر دوی اینها هست. مثلًا ممکن است عقیده و ایمان، شرایط اقتصادی را تابع خودش قرار بدهد.
اینجا ما عبارتهایی از کتاب بعثت و ایدئولوژی آقای مهندس بازرگان نقل میکنیم. نویسنده مطلبی راجع به ایدئولوژیهای محدود بشر میگوید که حرف درستی است. سخن ایشان بر این اساس است که ایدئولوژیها بر دو قسم است (و این مطلبی است که ما هم قبول داریم). بعضی از ایدئولوژیها یا طرحها اصلًا مربوط به شرایط خاص زندگی است، نظیر اینکه الآن تهران دچار مشکل ترافیک است [١]، کسی طرحی برای حل آن تهیه میکند. البته او هیچ وقت نمیتواند ادعا کند که طرح من طرحی است که برای همه زمانها و مکانها درست است، در بمبئی هم همین طرح را اجرا کنید، صد سال دیگر هم همین طرح را اجرا کنید. نه، این درست نیست. این طرحی است مربوط به این شرایط زمانی و مکانی خاص. این شرایط که تغییر کرد طرح هم تغییر میکند.
ولی طرحهایی هست که اصلًا به این مشکلات مربوط نیست، به مشکلاتی در سطح کلی تری از زندگی بشر مربوط است که آنها ثابت است و تغییر نمیکند، آنها خطوط اصلی زندگی بشر است، نظیر اینکه آیا زندگی بشر باید براساس تساوی افراد باشد یا تبعیض؟ آیا باید حقوق افراد بشر براساس نژادها یا زبانها یا منطقهها متفاوت باشد یا نه؟ باید جواب بدهیم، یا بگوییم بله یا بگوییم نه. حال اگر کسی گفت نه، میگوییم این جوابی است برای همه زمانها و همه مکانها. این را نمیشود با
[١] این را ایدئولوژی نمیشود گفت، طرح میشود گفت.