مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - یک مثال
است، حقوق خانوادگی هم طبعاً تغییر میکند و باید هم تغییر بکند، وظایف هم باید تغییر کند، چطور؟ بگوید: مثلًا در زندگیهای قدیم برای والدین حق زیادی بر عهده فرزندان گذاشته بودند و متقابلًا وظایف زیادی بر عهده والدین نسبت به فرزندان.
این حقوق و وظایف در جامعه دیروز لازم و درست بود، زیرا ادامه و پرورش نسل جز در محیط خانوادگی ممکن نبود. حکومت یا وجود نداشت یا اگر وجود داشت تکامل پیدا نکرده بود. اینجا بود که میآمدند تمام حقوق فرزند را به عهده پدر و مادر میگذاشتند: شیر دادن به عهده مادر و نفقه دادن به عهده پدر. اگر [والدین از هم] جدا شدند، چنانچه بچه دختر باشد، تا سنین هفت سالگی در حضانت مادر است و بعد باید در اختیار پدر [قرار بگیرد.] و چه حقوق زیادی پدر و مادر به عهده فرزندان پیدا میکنند: وقتی اینها پیر شدند، اگر نداشته باشند، واجب النفقه فرزندان هستند و فرزندان باید آنها را اداره کنند. این مطلب در زندگیهای قدیم درست بود ولی امروز که زندگی تکامل پیدا کرده، این حقوق و وظایف از محیط خانوادگی به اجتماع بزرگ منتقل میشود. دولت جانشین پدر و مادر میشود و بهتر از پدر و مادر هم انجام میدهد. در قدیم که میگفتند پدر و مادر باید فرزند را بزرگ کنند تا وقتی که به حد بلوغ و تزویج برسد [برای این بود که] غیر از پدر و مادر مقام دیگری نبود. ولی امروز با بسط و توسعهای که کارهای حکومتی پیدا کرده، اگر لازم باشد پدر و مادری باشند و خانوادهای تشکیل بشود و فرزندان اختصاصی وجود داشته باشند [١] باید بچه را همینکه متولد شد در اختیار مؤسسات عمومی بگذارند و وقتشان را به بچه بزرگ کردن تلف نکنند، بگذارند دولت بزرگش کند. وقتی که دولت او را بزرگ کرد تمام حقوقی که والدین به عهده دارند، به عهده دولت گذاشته میشود. آن وقت قانون باید همان حرفهایی را که قبلًا میگفت بگوید که اطاعت والدین واجب است (وَ قَضی رَبُّک الّا تَعْبُدوا الّا ایاهُ وَ بِالْوالِدَینِ احْساناً ... فَلاتَقُلْ لَهُما افٍّ) [٢] اما همه اینها باید به مربّی امروزش (دولت) گفته شود: دولت به گردن تو حق دارد، در مقابل دولت نباید «اف» بگویی، اطاعت او واجب است، همانطور که در گذشته میگفتند اطاعت والدین واجب است. وقتی هم [فرد] بزرگ شد، هیچ
[١] فرضیه دیگری هست که اساساً تشکیل خانواده لازم نیست.[٢] اسراء/ ٢٣