مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٤ - فلسفه احکام
حکمی را بهطور عام ذکر کرد بر مبنای فلسفهای و ما آن فلسفه را کشف کردیم و بعد دیدیم مواردی هست که آن فلسفه استثنا میخورد ولو اینکه در متن اسلام استثنایش نیامده است، عقل حق دارد خودش این استثنا را بیان کند. میگوید اگر هم در اسلام نیامده، به ما نرسیده، این استثنا در اسلام وجود داشته. در قرآن نیست؛ همه چیز که در قرآن نیست. در سنت و حدیث هم نیست؛ همه چیز که در سنت و حدیث نیست. ما آنقدر احادیث داشتهایم که از میان رفته که الی ماشاء اللَّه! عقل در موارد زیادی میتواند در احکام دخالت کند، به این معنا که یک عامّی را تخصیص بزند، یک مطلقی را مقید کند و حتی در جایی حکمی را وضع کند که وضعش به معنی کشف است؛ یعنی ممکن است در یک مورد بالخصوص اصلًا از اسلام دستوری به ما نرسیده باشد ولی عقل چون به سیستم قانونگذاری اسلام آشناست میداند که نظر اسلام در اینجا این است، فوراً حکم را کشف میکند و مثلًا میگوید این حرام است. میگوییم: از کجا میگویی؟ آیا در قرآن آمده؟ میگوید: نه. در حدیث و سنت آمده؟ نه. از کجا میگویی؟ میگوید: من میتوانم نظر اسلام را در این مورد کشف کنم.
مثال عرض میکنم: ما در اسلام دستوری برای استعمال دخانیات نداریم، نه دستور مثبت و نه دستور منفی. نه به ما گفتهاند استعمال دخانیات حلال است و نه گفتهاند حرام است. اصلًا آن وقت دخانیاتی نبوده. در اینجا اگر عقل [١] و علم برای استعمال دخانیات ضررهای مهمی کشف کردند [٢]، مثلًا اگر کشف شود و علم ثابت کند که استعمال دخانیات واقعاً ضرر و زیان دارد، اساساً عمر آدم را کم میکند، یک ضایعه ایجاد میکند- چون میدانیم ضایعه ایجاد کردن را دیگر اسلام اجازه نمیدهد- مثلًا در ریه واقعاً ضایعه ایجاد میکند، تا چه رسد به اینکه ثابت بشود که مثلًا منشأ سرطان هم هست؛ اگر این مفسده در اینجا کشف شود، مجتهد به حکم آشناییای که با سیستم قانونگذاری اسلام دارد و میداند هرجا که یک ضرر مهم،
[١] مقصود علم است. عقل که میگویند، مقصود نه عقلی است که مستقل از علم باشد، بلکه آنچه که برای عقل انسان یقینآور باشد.[٢] چون ضرر تا ضرر هم فرق میکند. بعضی ضررها جزئی است که در سیستم قانونگذاری اسلام برای اینکه زیاد محدودیت ایجاد نکرده باشد، در موارد جزئی فوراً تحریم نمیکند، مثلًا میگوید مکروه است. اما بعضی ضررها کلی است.