مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٧ - مفهوم درست جبر زمان
لایسْتَأْخِرونَ ساعَةً وَ لایسْتَقْدِمونَ [١] آنگاه که مدت اینها به پایان میرسد، نه ساعتی از آن وقت عقب میافتند و نه ساعتی جلو. راجع به اینکه سنتی که در این عالم هست تخلف ناپذیر است، در آیات قرآن کریم نظیر تعبیر «سُنَّةُ اللَّه» و در بعضی جاها عین این تعبیر هست: فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْویلًا [٢] سنت خدا نه تغییرپذیر است و نه تحول پذیر. مثلًا شما در جلو چشم خودتان میبینید یک برگ درخت حرکت کرد. میبینید اولًا حرکت کرد، ثانیاً در یک لحظه معین حرکت کرد؛ یعنی الآن که شما نگاه میکنید ساعت ١٢ روز بیستم دیماه ١٣٤٥، دقیقه فلان، ثانیه فلان میباشد. محال بوده است که این برگ در این لحظه حرکت نکند و محال بوده است که در غیر این لحظه همین حرکت را انجام بدهد. حرکت این برگ معلول یک باد است و وقتی که این باد بیاید، محال است که این برگ تغییر وضع ندهد. حرکت آن باد به نوبه خودش معلول علت دیگری است که با پیدایش آن علت، ممکن نبود که آن باد حرکت نکند. مثلًا در جوّ، هوای گرم و هوای سرد جایشان را عوض کردند یا قسمتی از هوای پایین گرم شد و به مقتضای اینکه حرارت به هر چیز که میرسد آن را منبسط میکند، هوا انبساط پیدا میکند و سبکتر میشود، و هوای مافوق سرد است و سنگینتر، هوای سنگین به پایین فشار میآورد، هوای سبک به بالا فشار میآورد، موجی پیدا میشود، باد پدید میآید. باز آن گرم شدنِ قسمتی از هوا معلول علتی است، مثلًا رسیدن نور خورشید به یک نقطه معین، و آن هم معلول علت دیگری است و همینطور. محال بوده است که این برگ در آن زمان حرکت نکند کما اینکه محال بوده است که این حرکت در غیر زمان خودش صورت بگیرد، چون این کار در وقتی انجام میشود که علتش پیدا شده باشد و علتش هم در وقتی پیدا میشود که علت خودش پیدا شده باشد.
از نظر قانون فلسفی این مطلب یعنی جبر زمان و به اصطلاح فلاسفه «ضرورت وقتی» که هر چیزی در وقت خودش ضرورت دارد و در غیر وقت خودش امتناع دارد، مطلب درستی است. ما خیلی از مطالب را به حسب تصور و فرض خودمان میگوییم، چون حساب عالم در دست ما نیست. اما اگر حساب عالم در دست ما
[١] اعراف/ ٣٤[٢] فاطر/ ٤٣