مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢ - خاتمیت به درجه تمدن مربوط نیست
زمان نوح تا زمان خاتم الانبیاء رخ داده است.
این امر اصلًا بستگی به درجه تمدن ندارد. پیغمبران برای چه آمدهاند؟ اصلًا احتیاج بشر به وحی چیست؟ پیغمبر که نمیآید تا جانشین فکر و عقل بشر باشد.
پیغمبر نیامده است که تمام قوای وجود بشر را معطل کند، بگوید شما فکر نکنید، استدلال نکنید، اجتهاد نکنید، تمام کارها را ما بجای شما انجام میدهیم. این امر خلاف نظم عالم است. پیغمبران میگویند: ای بشر! هرچه از تو ساخته است خودت انجام بده. کارهایی را که در حدود فکر و عقل و استدلال است باید خودت انجام بدهی. جایی که از قوّه تو خارج است، ما به وسیله وحی تو را دستگیری میکنیم.
مثل اینکه اگر بچهای همراه شما باشد، مراقب او هستید. تا آنجا که خودش میتواند راه برود، میگذارید خودش راه برود. وقتی که به آنجا میرسد که دیگر نمیتواند راه برود، او را بغل میکنید. وحی چنین است، منتها آن چیزهایی که بشر در آنها احتیاج به وحی داشته است، از اول تا آخر عالم محدود بوده است. از زمان حضرت آدم تا زمان خاتم الانبیاء مقداری که بشر احتیاج به وحی داشته است، محدود بوده ولی همان امر محدود را قابل نبوده که به خودش بسپارند و بگویند خداحافظ شما.
لذا دوره به دوره پیغمبر میفرستند، دائماً مراقب، تا میرسد به آنجا که به او میسپارند، و آنهایی که [در زمانهای] بعد هستند موظفند که مراقبت کنند. شما در کار اطباء ملاحظه کردهاید که آنها با بیمارانشان دوگونه رفتار میکنند. برای بیمارهای خیلی ساده و عوام، طبیب علاوه بر اینکه نسخه میدهد سایر کارها را خودش مراقبت میکند. اما در مورد بیماری که تحصیل کرده است، کار دکتر خیلی آسان است؛ فقط دو کلمه حرف میزند و به بیان یک امر کلی قناعت میکند.
پس معلوم شد مسئله خاتمیت حل شده است و اینکه میگویند اگر ادیان باید به حسب زمان نسخ بشوند خاتمیتی نباید باشد و اگر نباید نسخ بشوند، شریعتی نباید ناسخ شریعت پیشین باشد، صحیح نیست. حساب خاتمیت حساب دیگری است که عرض کردم. خیال میکنم همین مطلب، امشب کافی باشد و من هم خسته شدهام، دیگر بیش از این نمیتوانم صحبت کنم. همین جا دعا میکنیم ...