مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣ - مقدمه اسلام و مقتضیات زمان
بیست سالگی او مورد استفاده قرار گیرد، در حالی که جامه در طول بیست سال همان است که بوده و تن کودک ماه به ماه و سال به سال رشد میکند و بر ابعادش افزوده میگردد؟!.
باید اعتراف کرد که مشکلی است و ارائه راه حل صحیح آن چندان آسان نیست. این مشکل آدمی را به یاد مشکلی میاندازد که فلاسفه الهی تحت عنوان «ربط متغیر به ثابت» و «ربط حادث به قدیم» طرح کرده و راه حل آن را ارائه کردهاند. مشکل فلاسفه از آنجا پیدا میشود که علت متغیر باید متغیر و علت ثابت باید ثابت باشد و همچنین علت حادث باید حادث و علت قدیم باید قدیم باشد، پس چگونه است که همه متغیرها و حادثهای جهان در نهایت امر به یک علت ازلی غیرقابل تغییر منتهی میگردد؟ فلاسفه «رابطی» کشف کردهاند که از وجههای ثابت و ازلی است و از وجههای متغیر و حادث، و معتقدند که اوست پیونددهنده متغیرها و حادثها به ذات قدیم و کامل ازلی.
اینجا طبعاً این پرسش در ذهن مطرح میشود که آیا در مسئله «اسلام و مقتضیات زمان» نیز که یک مسئله اجتماعی است پای یک «رابط» در میان است؟ اگر چنین است، آن رابط چیست و از چه مقولهای است؟.
حقیقت این است که در استدلال فوق درباره عدم امکان توافق میان اسلام و مقتضیات زمان، نوعی مغالطه به کار رفته است، هم در ناحیه اسلام و هم در ناحیه مقتضیات زمان.
اما از ناحیه اسلام از آن نظر که جاودانگی قوانین اسلام و نسخ ناپذیری آن که امری قطعی و از ضروریات اسلام است با قابلیت انعطاف که امری است مربوط به سیستم قانونگذاری اسلام و خود اسلام خود به خود با مکانیسم مخصوص که از مختصات سیستم قانونگذاری اسلام است به وجود میآورد، یکی فرض شده است و حال اینکه این دو تا کاملًا از یکدیگر جدا هستند. قدرت شگرف جوابگویی فقه اسلامی به مسائل جدید هر دورهای نکتهای است که