مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧ - مسئله حسن و قبح عقلی
است، کار قشنگی است. عقل ما خوبی آن را درک میکند.
نقطه مقابل، کسی به کسی خوبی میکند. اتفاق میافتد همان آدمی که به او خوبی شده است، آن کسی را که به او خوبی کرده است در خیابان میبیند. حالا برای اینکه نخواهد جبران خوبیهای او را بکند و مثلًا او را به خانه ببرد و از او پذیرایی کند، با وجودی که امکانات هم برایش فراهم است، فوراً خودش را مخفی میکند تا آن شخص او را نبیند. ما به این کار چه میگوییم؟ میگوییم کار بدی است، این آدم آدم بدی است، کار زشتی کرد. ولی زشتی این کار چگونه زشتیای است؟ آیا همان زشتی صورت است که انسان میتواند با چشم ببیند؟ نه، خدا به انسان وجدان و عقلی داده است که به حکم آن وجدان و عقل، زشتی این کار را درک میکند. این را حسن و قبح عقلی، زشتی و زیبایی عقلی مینامند. میگویند تمام کارهای اخلاقی همان کارهایی است که عقلًا زیباست و کارهای ضد اخلاقی کارهایی است که عقلًا ناپسند است. دیدهاید که در کتابهای اخلاقی مینویسند: «صفات حمیده و اخلاق پسندیده»؛ نقطه مقابل صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده. صفات حمیده یعنی صفاتی که قابل ستایش است و اخلاق پسندیده یعنی اخلاقی که عقل آن را میپسندد. اخلاق پسندیده از نظر عقل پسندیده است، اخلاق ناپسندیده از نظر عقل ناپسندیده است. میگویند پایه اخلاق بر پسند و ناپسند است، بر زشتی و زیبایی عقلی است. این یک مقدمه.
مقدمه دیگر اینکه میگویند زشتی و زیبایی از نظر عقل، پسند و ناپسند، در شرایط مختلف فرق میکند. عقل مردم، یک چیز را در یک زمان نیک میداند و در زمان دیگر بد. یک کار را در یک جا مردمی خوب میدانند و در جای دیگر بد میدانند. پس حسن و قبح عقلی که پایه اخلاق است، وضعش ثابت و یکنواخت نمیباشد، در همه زمانها یک جور نیست، در همه مکانها یک جور نیست. مثلًا کشتن حیوانات و بالاخص کشتن گاو در هندوستان جزء کارهای زشت و از زشتترین کارهاست. همانطور که در میان ملل دیگر کشتن انسانها زشت است، در میان آنها کشتن حیوانات زشت است. ولی از هندوستان که به این طرف بیاید، در پاکستان، ایران، افغانستان، ترکیه، عراق و ... میبینید حیوانات را ذبح میکنند، گاو هم زیاد میکشند و گوشتش را میخورند. یک ملت این کار را زشت میداند، ملت دیگر زشت نمیداند.