مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨ - اجتماع یک امر حقیقی است
مثل اینکه شما مقداری نخود و لوبیا را با هم مخلوط میکنید؛ یعنی نخود به حالت نخودی باقی است، لوبیا هم به حالت لوبیایی باقی است، فقط با هم مخلوط شدهاند.
هوا را مخلوط میگویند چون از اکسیژن و ازت که پهلوی هم قرار گرفتهاند تشکیل شده است. اما مرکب اینجور نیست. وقتی که [دو یا چند عنصر] پهلوی یکدیگر قرار گرفتند، در هم اثر میگذارند و یک شیء سوم به وجود میآید. مثلًا آب یک مرکب است که از دو عنصر اکسیژن و ئیدروژن که هر دو گازند، تشکیل شده است.
وقتی که ایندو پهلوی یکدیگر قرار گرفتند، مایعی به وجود میآید که خاصیتی دارد مغایر با خاصیت هریک از اجزاء. و در این عالم، مرکبات زیادند. علم شیمی علم ترکیبات است.
حالا افراد انسان که با یکدیگر زندگی میکنند، آیا اینها نظیر مخلوطها هستند یا نظیر مرکبها؟ نظیر مرکبها هستند، یعنی به مرکبها نزدیکترند تا به مخلوطها. چرا؟ اگر ما در بیابانی صد هزار سنگ را صد هزار سال پهلوی یکدیگر قرار بدهیم، بر یکدیگر اثر نمیگذارند. در یک باغ اگر ما صد هزار درخت بکاریم مثل این است که هر درختی تنها زندگی میکند، یعنی هر درختی سروکارش فقط با آب است و زمین و نور و حرارت. ولی افراد انسان شخصیت خودشان را از یکدیگر کسب میکنند، یعنی هریک از ما و شما که در اینجا نشستهایم تمام شخصیت خودمان را از اجتماع داریم و اجتماع از ما دارد. ما الآن اینجا نشستهایم با یک احساسات بالخصوص، با یک عقاید و افکار مخصوص. درست است که ما خودمان دارای عقل و اراده هستیم، انتخاب میکنیم و اجباری در کار نیست، ولی آنچه داریم از اجتماع داریم.
شما که الآن اینجا نشستهاید، با یک خُلق پاکیزه خاصی نشستهاید. خلقتان این است که آدم راستگویی هستید. این راستگویی را از کجا آوردهاید؟ اگر خوب فکرش را بکنید میبینید آن را همین اجتماع به شما داده است. شما دارای عقیده و ایمان به اسلام هستید. این را از کجا پیدا کردهاید؟ آیا زمین به شما داد؟ آیا هوا یا آب داد؟ یا اینکه این عقیده را همین اجتماع به شما داد؟ البته که آن را از ناحیه اجتماع گرفتهاید. اجتماع مثل یک مخلوط نیست. البته آن شدت حالت ترکیبی که در آب مثال زدیم را هم ندارد ولی شبیه مرکبهاست.