مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨ - عبادت، سرلوحه تعلیمات اسلامی
است و همان عبادتها و همان پرستشها و همان استغفارها. امام صادق میفرماید:
پیغمبر در هیچ مجلسی نمینشست مگر اینکه بیست و پنج بار استغفار میکرد، میگفت: اسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبّی وَ اتوبُ الَیهِ. علی بن ابیطالب، امیرالمؤمنین است به اینکه وجود جامعی است: هم زمامدار عادلی است و هم عابد نیمه شبی. همان عبادتها به علی آن نیروهای دیگر نظیر روشن ضمیری را داده بود. نباید ارزش عبادت را فراموش کرد.
عدی بن حاتم نزد معاویه آمد در حالی که سالها از شهادت مولا گذشته بود.
معاویه میدانست که عدی یکی از یاران قدیمی مولاست، خواست کاری کند که این دوست قدیمی بلکه یک کلمه علیه حضرت سخن بگوید. گفت: عدی! اینَ الطَّرَفاتُ؟ پسرانت چه شدند [١]؟ عدی گفت: در رکاب مولایشان علی با تو که در زیر پرچم کفر بودی جنگیدند و کشته شدند. گفت: عدی! علی درباره تو انصاف نداد.
گفت: چطور؟ گفت: پسران خودش را نگه داشت و پسران تو را به کشتن داد. عدی گفت: معاویه! من درباره علی انصاف ندادم. نمیبایست علی امروز در زیر خروارها خاک باشد و من زنده باشم. ای کاش من مرده بودم و علی زنده میماند. معاویه دید تیرش کارگر نیست. سبک این مرد این بود که وقتی میدید کارش با خشونت پیش نمیرود، لین میشد. گفت: عدی! الآن دیگر کار از این حرفها گذشته است. دلم میخواهد چون تو زیاد با علی بودی، یک قدری کارهایش را برایم توصیف کنی که چه میکرد. گفت: معاویه! مرا معذور بدار. گفت: نه، حتماً باید بگویی. عدی گفت:
حالا که میخواهی بگویم، آنچه را که میدانم میگویم؛ نه اینکه مطابق میل تو سخن بگویم، بلکه حقیقت را میگویم. گفت: بگو.
این مرد شروع کرد به صحبت کردن درباره علی. گفت: یکی از خصوصیات او این بود: «یتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوانِبِهِ وَ الْحِکمَةُ مِنْ نَواحیهِ» مردی بود که علم و حکمت از اطرافش میجوشید. معاویه! علی آدمی بود که در مقابل ضعیف، ضعیف بود و در مقابل ستمکاران، نیرومند. با اینکه در میان ما مینشست و هیچ تکبری نداشت و بدون امتیاز مینشست، اما خدا یک هیبتی از او در دل مردم قرار داده بود که بدون
[١] عدی سه پسر داشت که در سنین جوانی در رکاب حضرت در جنگ صفّین کشته شده بودند.
میخواست عدی را ناراحت کند، بلکه او از مولا اظهار نارضایتی کند.