مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - آداب مربوط به هنرها و صنعتهاست
اسب بود، شما میبایستی اسب سواری یاد میگرفتی. اما حالا یک مسئله دیگر در کار است و آن رانندگی است. در زمان تو این هنر وجود نداشت ولی در زمانی که بچهات میخواهد زندگی کند دیگر اسب سواری معنی ندارد، باید به او رانندگی یاد بدهی. دیگر اینجا نباید کج سلیقگی به خرج داد و گفت همان کاری را که من بلدم باید بچه من هم انجام بدهد. نه، لاتُؤَدِّبوا اوْلادَکمْ بِاخْلاقِکمْ لِا نَّهُمْ خُلِقوا لِزَمانٍ غَیرِ زَمانِکمْ..
مثلًا کسی بر اثر جهل و جمود میگوید: چون من خودم عطاری و زردچوبه فروشی کارم بوده است، بچه من هم باید همین کار را بکند. فکر نمیکند که الآن کارهایی پیدا شده است که صد مرتبه بیشتر، هم برای دنیای خودش و هم برای آخرتش مفید است. اینها دیگر جمود است. این حساب، حساب آداب است. پس آیا اخلاق با مقتضیات زمان عوض میشود؟ خیر. آیا مقتضیات زمان آداب را عوض میکند؟ بله.
از جمله آداب، یکی هم رسوم میان مردم است. اینها را نه میشود گفت خوب است و نه میشود گفت بد است. مثلًا هر مردمی برای مجالس عروسی یک رسم مخصوصی دارند، در مجالس میهمانی یک رسم بالخصوصی دارند. جمله دیگری را هم در دیوانی که منسوب به امیرالمؤمنین است، به ایشان نسبت دادهاند و آن این است: بُنَی اذا کنْتَ فی بَلَدَةٍ غَریبَةٍ فَعاشِرْ بِآدابِها یعنی بچه جان! اگر در شهری غریب بودی، به آداب آن شهر معاشرت کن. اینجا صحبت آداب است. مثلًا اگر در یک جا رفتی دیدی جمعیتی ایستاده غذا میخورند، تو هم آنجا بایست غذا بخور. اگر شما در میان عربها بروید، میبینید وقتی میخواهند چیزی را تعارف کنند آن را پرت میکنند. در اینجا اگر کسی بخواهد میهمانی بدهد، باید حتماً به اندازه تعداد میهمانان جا داشته باشد. ولی آنجا اینطور نیست، ممکن است جمعیت زیادی را در خانه کوچکی دعوت کنند. فقط تا میهمان میآید، فوراً غذای او را میدهند و میرود. میهمان دیگر میآید همینطور. اما در ایران باید حتماً تمام میهمانها جمع بشوند، آن وقت به آنها غذا بدهند. حالا ما اگر به آنجا رفتیم باید مطابق آداب آنها عمل کنیم. دیگر انسان نباید تنگ نظری داشته باشد و بگوید من میخواهم فقط به آداب خودمان عمل کنم.