مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧ - فرق اخلاق و آداب
حد خودشان دارند این است که خودشان یک وجود عاطل و باطلی از آب درمیآیند. اگر هم خودشان در نیایند، بچه هاشان عاطل در میآیند. اینجور افراد امکان ندارد سه یا چهار نسل باقی بمانند. مفاسدی که از ناحیه محرومین پیدا میشود [از آنجا ناشی میگردد که] میبیند کار را این کرده، زحمت را این کشیده، اما پولش به جیب دیگری رفته است. چقدر کینه پیدا میکند؟! بعد جنایت میکند، آدمکشی میکند، جمعیت تشکیل میدهد، انقلاب میکند، خونریزی میکند.
میبینید یک نوکری در یک خانه چندین نفر را میکشد. معلوم است؛ میبیند تمام افراد خانواده در ناز و نعمتند، خوشند، دست به دست یکدیگر داده و غرق در شهوتند، البته ناراحت میشود. این ناراحتیها جمع میشود مانند انبار باروت. آن وقت است که در روزنامهها میخوانید فلان نوکر زن خانواده را کشت، مرد خانواده را کشت، بچه را کشت، دختر را کشت. اینها حساب نکردهاند که جلو چشم او عیاشی میکنند.
عین این قضیه در قوای نفسانی انسان هست؛ یعنی اگر انسان بعضی از قوا را سیر کند و بعضی را گرسنه بگذارد، آن قوای گرسنه علیه قوای سیر طغیان و قیام میکنند و وجود این آدم را خراب میکنند. اینکه اسلام میگوید حقوق تمام قوا و نیروها را ادا کنید و بپردازید، برای همین است. میگوید تو میگویی روح دارم، جسم هم دارم. روح تو حق دارد، جسم تو هم حق دارد. میگویی من غریزه دینی دارم، احساس عبادت در من هست، شهوت هم در من هست. میگوید حق هر دو را باید بدهی، نه اینکه یکی را فدای دیگری بکنی. خیال نکنی که اگر از ناحیه شهوات نفسانی و جسمانی بکاهی و دائم به عبادت بپردازی، آن قوای شهوانی تو را آرام میگذارد. خیر، بلکه طغیان میکند. اینکه پاپها مقید بوده و هستند که اصلًا ازدواج نکنند، همان محروم گذاشتن یک طبقه از طبقات جامعه بدن است. بعد ببینید تاریخ چه جنایتها در این مورد مینویسد! فکر میکنم تزار است که میگویند او فرزند حرام یکی از پاپها بوده است. نمیشود گفت که آن پاپ بدجنس بوده، بلکه روشش غلط بوده است. در روزنامه نوشته بودند خانه کشیشی را که براساس قانون کشیشی باید همیشه محروم از ازدواج باشد، روی یک جنبه سیاسی جستجو میکردند. یک وقت دیدند در زیر زمین آن یک حرمسرایی تشکیل داده و یازده زن در آنجا نگهداری میکرده است. عین این جریان در بدن انسان است.